آخر هفته و زندگی در حال

یک هفته دیگر کاری در آلمان هم به پایان رسید. شاید عجیب باشه براتون ولی خیلی آلمانی ها وقتی بگیم بهشون الان چرا خوشحالی می گن آخر هفته داره نزدیک می شه چرا خوشحال نباشم. حالا ممکن هست که طرف فشارهای کاری یا مالی فراوانی متوجهش باشه ولی باز هم یک دلیل کوچک برای خوشحالی پیدا می کنه. همین قدر خیلی از اونها با آرزوهای کوچک و در حال زندگی کردن از زندگی خودشون لذت می برند. مثلا می ره یک بستنی یا شکلات می خره ولی اینقدر در لحظه از اون لذت می بره و اون لذت در چهره اش پیداست که حد و اندازه نداره. در مدت این سالها این رو خوب متوجه شدم. کاش بتونیم کمی زندگی در حال رو تجربه کنیم. تمرین و ممارست می خواد و یک شبه امکانش وجود نداره. امیدوارم همه ما بتونیم این رفتار رو بیاموزیم و به اون عادت کنیم.

شعر شب جمعه

" آدمی مخفی است در زیر زبان

این زبان پرده است بر درگاه جان"

مثنوی مولانا دفتردوم

زبان آدمی چون پرده ای است که تا گشاده نشود، جوهر وجود او را نشناسند...

روز والنتاین

امروز روز والنتاین هست. داستانهای زیادی درباره اش گفته شده‌. یکی از این داستان‌ها این هست که والنتاین کسی به اسم سنت والنتاین یک کشیش رومی بوده است که در زمانی که ازدواج برای سربازان رومی ممنوع بوده مخفیانه خطبه عقد سربازان رومی عاشق با همسرانشان را می خوانده و آنها را به همسری هم درمی آورده و زمانی که امپراتور کلادیوس از این ماجرا با خبر شده ایشون را زندانی و سپس به اعدام محکوم کرده است. دلیل ممنوعیت ازدواج سربازان هم از دید کلادیوس این بوده که ازدواج برای سربازان مناسب نیست. باز هم در افسانه ها هست که این کشیش رومی قبل از اعدامش یک نامه با تیتر" از طرف والنتاین تو" به دختر زندانبانش داده است. داستان دیگری هم راجع به والنتاین نقل شده آن هم این هست که این یک سنت رومی بوده است که در آن دختران و پسران به قید قرعه اسم‌همدیگر را از جعبه بیرون می کشیدند و با هم در طول جشنهای رومی قرار ملاقات می گذاشتند.

خودمانیم چه داستان‌هایی که راجع به عشق ساخته نشده و چه روایت هایی هم در طول تاریخ راجع به آن ذکر نشده است. از نظر من عشق واقعی همان هست که ماهها قبل در یک پست به آن پرداختم و نیازی به باز کردن و توضیح دوباره آن نمی بینم. اگر کسی در زندگیتان هست که واقعا طبق تعریف عشق به او علاقه مندید حتی اگر نمی توانید در مناسبت های مختلف به وی هدیه ای بدهید به او نشان دهید که به او فکر می کنید و به یادش هستید و برایش وقت می گذارید. این یکی از گران بها ترین چیزهاییست که می توانید به وی بدهید. نگهداری از عشق هم ساده نیست که به قول حافظ

الا یا ایها الساقی

ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول

ولی افتاد مشکل ها

سرتان را درد نمی آورم. روزتون خوش و والنتاینتون هم مبارک‌

راز و نیاز صبح چهارشنبه

پـــــــروردگارا دست نياز را به درگاه تو دراز می کنم🤲

و از کسی خواسته هايم را طلب می کنم که هيچ گاه بر سرم منت نمی گذارد. آرزوهايم را به تو می گويم، به تو که هميشه دوست منی عاشق تر از هميشه سر بر آستان ملکوتيت می گذارم و در دل دعا می کنم و از تو می خواهم که آرامش ، برکت و سلامتی را برای خودم و دوستانم ارزانی داری

آمین

ابتدا کفشهای مرا بپوش و با آنها کمی قدم بزن و سپس راجع به من قضاوت کن.

همه اش مسیره

این رو امروز در فضای مجازی خوندم و خوشم اومد

مقصد؟ همه اش مسیره، زندگی نکنی باختی

ما می دویم تا به مقصدی برسیم و وقتی رسیدیم پشتش چه هست؟ هیچ !! تازه متوجه می شویم مقصد همان مسیر است. یک جای شنیدم گاهی مسیر دلپذیر تر از مقصد است ولی در واقع کل مسیر مقصد است.

از فرط وضوح دیگر نیازی به توضیح بیشتر نمی بینم.

باز هم هوش مصنوعی

هرچه در مبحث هوش مصنوعی جلوتر می رویم بحث برایم جالبتر و تا حدودی عمیق تر می شود. دیروز یعنی جمعه امتحان این واحد که نامش سازمان‌های داده بنیان (هوش مصنوعی برای مدیران) بود را پشت سرگذاشتیم. در این آزمون باید کیس استادی که چندهفته پیش به ما ارائه شده را با هوش مصنوعی ظرف مدت زمان دو ساعت و نیم تحلیل کرده و چند پرسش در مورد آن را پاسخ داده و پاسخ ها را با پاسخ هایی که خودمان بدون هوش مصنوعی به آنها رسیده ایم مقایسه کرده و تفاوت ها را بیان کنیم سپس پاسخ های جداگانه خودمان ، هوش مصنوعی و تفاوت های این دو را در یک فایل پرزنتیشن چندصفحه ای فشرده و با توضیحات صوتی کوتاه آماده کرده و در کلاود تحویل استاد بدهیم. چیزی که در مورد هوش مصنوعی علی الخصوص چت جی پی تی حین امتحان متوجه شدم این بود که کار با این ابزار هوشمند با وجود ددلاین، رسیدن به پاسخ مورد نظر ما به سوالات را علی الخصوص اگر تخصصی باشند توسط این وسیله ممکن هست بسیار زمانبر و مشکل کند. باید روی نحوه طرح سوال دقت کرد که هوش مصنوعی با توجه به سوال شما ممکن است پاسخی در بازه درخور ، تا حدودی متفاوت و یا کلا متفاوت بدهد. برای رسیدن به پاسخ مورد نظر باید چهارچوب ها را کاملا برای ابزار تعیین کرد تا ابزار هوشمند مسیری که برای پاسخ دهی طی کند را تشخیص دهد. در ادامه می توان با پرسشهای تخصصی تر به جواب نزدیک و نزدیک تر شد و هرچه در انتخاب سوالات دقت بیشتری کنیم زودتر به پاسخ خواهیم رسید و اگر سوالات دقت پایینی داشته باشند شاید ساعت ها به جواب نرسیم. من توانستم در دو ساعت بیست و پنج دقیقه فایل ها را آماده کرده و تحویل دهم. درست پنج دقیقه تا پایان زمان تعیین شده. امیدوارم که پاسخ ها مناسب بوده باشند. دو ساعت و بیست و پنج دقیقه نفس گیری بود که حتی نمی توانستم چشم از روی نمایشگر لپ تاپ بردارم . چیزی که برایم مسلم شد این بود که کار با این وسیله شگفت انگیز می تواند مشکل و حتی طولانی مدت باشد اگر به صورت غیرحرفه ای بخواهیم از آن استفاده کنیم. پس باید سعی کنیم راه و روش استفاده تخصصی تر از آن را بیاموزیم. نکته دیگری که متوجه شدم این بود که این ابزار هوشمند بشدت می تواند خلاقیت انسانی را چه به صورت مثبت و چه منفی تحت تاثیر قرار بدهد. تاثیر مثبت می تواند این باشد که پاسخ هوش مصنوعی بتواند به عنوان آلترناتیوی برای پاسخ های ما باشد و اثر منفی کاهش میزان خلاقیت خواهد بود، به طوری که ذهن و مغز ما به سمت کاهلی پيش برود و ديگر حوصله فکر کردن برای به پاسخ رسیدن را نداشته باشيم. این را استاد هم در تایید صحبت های من در پایان امتحان که از ما نظرخواهی کرده بود به آن اذعان کرد و گفت من‌هم تمایلی ندارم مغزم را برای حل مسائل به طور کامل کنار بگذارم. در پایان هم با وجود نفسگیر بودن امتحان، همگی ما از استاد تشکر کرده و به فواید و ضررهای چت جی پی تی اشاره کرده و مثالهایی از آن زدیم و از پروفسور مربوطه خداحافظی کردیم.

امیدوارم که نتایج قابل قبولی برای این آزمون بدست بیاورم. وقت همگی شما خوش دوستان عزیز

نیایش صبح جمعه

پـــــــروردگارا دست نياز را به درگاه تو دراز می کنم

و از کسي خواسته هايم را طلب می کنم که هيچ گاه بر سرم منت نمی گذارد آرزوهايم را به تو مي گويم، به تو که هميشه دوست منی عاشق تر از هميشه سر بر آستان ملکوتيت مي گذارم و در دل دعا مي کنم و از تو مي خواهم که آرامش ، برکت و سلامتی را برای خودم و دوستانم ارزانی داری

تو یکی نه ای هزاری تو چراغ خود برافروز

درس بالا بردن اعتماد به نفس و همینطور عزت نفس بهتر را باید از مولانا آموخت. قرنها پیش او در خشت خام چیزی دیده که در آینه هم قابل رویت نبوده. وقتی عارف شوی و در او غرق دیگر هیچ رویداد ، فرد یا افرادی توانایی شکستن تو و روحیاتت را نخواهند داشت. باهم‌ بخوانیم:

اگر آتش است یارت تو برو در او همی‌سوز

به شب فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز

تو مخالفت همی‌کش تو موافقت همی‌کن

چو لباس تو درانند تو لباس وصل می‌دوز

به موافقت بیابد تن و جان سماع جانی

ز رباب و دف و سرنا و ز مطربان درآموز

به میان بیست مطرب چو یکی زند مخالف

همه گم کننده ره را چو ستیزه شد قلاوز

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید

تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز

که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر

که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز

هر زمانی که سنگی جلوی پایتان افتاد این ابیات را زمزمه کنید.

راز و نیاز صبح امروز

خداوندا ،،،

حال که منت نهادی و در بامدادی دگر بیدارم ساختی

و جانم دادی تا ببینم ،

بشنوم ، بگویم و بدانم ،

باز منت گذار و یاریم ده تا ببینم تمام آنچه را زیبا آفریدی.

بشنوم فریاد سکوت بی پناهان را ،،،

بر زبان برانم آنچه تو را خشنود می سازد

و درک کنم رازهای آفرینش بی بدیلت را …

پروردگارا…

برای خوب شدن و خوب ماندن اراده کرده ام

اما بی نهایت بال پرواز نخواهم داشت …

پس یاریم ده تا همانی باشم که از خلقتم بر خود ببالی …

آمین …

راز و نیاز بامداد

پروردگار خوب من …

ما برای داشتن تو ریسمان نبسته ایم؛

دل بسته ایم …

همین که حالِ دلمان خوب است برای ما کافیست

خدای خوب من …

حساب گرانه تسبیح به دست می گیرم

و از تو بی حساب روزی می خواهم

حسابگرانه ذکر می گویم

و از تو بی حساب نعمت می خواهم

حسابگرانه صدایت می کنم

و از تو بی حساب توجه می خواهم

حساب گرانه بندگی می کنم

و از تو بی حساب خدایی می خواهم

همه اش شد ( من ) !

کاش می فهمیدم که همه اش باید ( تو ) باشد!

می نازم به خدایی ات،

که با این همه بی بندگی،

خدایی ات حرف ندارد …

پروردگارااا

یه روز قشنگ

یه دل آرام

یه شادی بی پایان

یه نور از جنس امید

یه تبسم شیرین

یه زندگی باب میل

با هزار آرزوی زیبا تقدیم دوستانم گردان

آمین

هیچ خبری نیست

اگر جایی تابلویی داشتی روی آن چه می نوشتی

مجری از مهمان پرسید. او هم گفت می نوشتم "هیچ خبری نیست".

این که هیچ خبری نیست را من بعد از سی و اندی زندگی و بالا و پایین های بسیاری که طی کرده ام واقعا درک می کنم. هیچ خبری نیست. من طرفدار تارک دنیا شدن نیستم ولی آهسته آهسته دارم به این نتیجه می رسم که هیاهو و سرو صدا کردن برای جلب توجه یا عجله و سریعتر رسیدن به محل یا چیزی و کلا همه برای همین است . فرض کنید به غایی ترین اهدافی که یک انسان دارد و می خواهد در این دنیا دست پیدا کند ، برسد . پس از آن چه در انتظار اوست؟ هیجاناتی زودگذر و ذوق و شوق و شادیست که به نحوی آنها را بروز می دهد ولی بعد از آن چه؟ هیچ!!! اگر از او بپرسند خب حالا که به نهایت آنچه می خواستی رسیدی بعد از آن به چه می خواهی برسی یا این همه تلاش و تکاپو برای چه بود؟ چه جوابی دارد که بدهد؟ واقعا هیچ . نمی خواهم بگویم که باید دنیا را کنارگذاشت و تلاش و تکاپو نداشت. باید تلاش کرد ولی باید روح و روان را رشد داد. و وقتی رشد داد و وسیعشان کرد آن موقع شاید بشود پی به راز هیچ بودن برد. هیچ کس منتظر ما نیست و دنبالمان نکرده که این همه همهمه و تکاپوهای بی هدف داریم. به پشت همه این هیجانات و تکاپوها نگاه کنید واقعا چه چیزی پشت آنها می بینیم؟ من که چیزی نمی بینم و در این دنیا خبری نیست. این را دیریست که پذیرفته و درک کرده ام.

واقعا هیچ خبری نیست. هییییچ خبری

نیایش صبح سه شنبه

امروز را کوتاه می گویم

خدای من از من کن و از من ساز هرآنچه که خود دوست میداری

آمین

نیایش امروز

مهربان خدای من بهترین درسها را در زمان سختی آموختم و دانستم صبور بودن با تمام سختی اش یک ایمان است و در نهایت حلاوت شیرینی دارد و خویشتن داری یک عبادت فهمیدم ناکامی به معنای تاخیر است، نه شکست و خندیدن یک نیایش است و انتقال حال خوب به دیگران

فهمیدم جز به تو نمی توان امید داشت و جز با عشق به تو نمی توان زندگی کرد، پروردگارا ما را در پناه خود قرار بده ، دریافتم که همه چیز فقط به دست ذات مقدس توست

ما خدایی داریم که با وجود بودنش همه چیز حل میشود

سرلوحه ای برای زندگی

امروز یک نفر از دوستانم این ابیات از مثنوی را همراه با تعبیرش برایم فرستاد تا بخوانم. چقدر این ابیات می تونه سرلوحه زندگی ما قرار بگیره. حیف که از کنارش به سادگی عبور می کنیم.

"ملک را تو ملک غرب و شرق گیر

چون نمی ماند تو آن را برق گیر

مملکت کان می نماند جاودان

ای دلت خفته تو آن را خواب دان

تا چه خواهی کرد آن باد و بروت

که بگیرد همچو جلادی گلوت"

مثنوی مولانا دفترپنجم

اگر ملکی به وسعت شرق و غرب عالم

داشته باشی... چون ماندنی نیست با

برقی که بر آید و محو شود فرقی

ندارد.

ملک و مالکیتی که جاودان نماند, آگاه

باش که چون خواب و خیال است.

آنچه از دنیا بدان بزرگی می جویی

می ماند و تو می روی...

شعر شب

" گر تو کردی شکر و سعی مجتَهَد

غم مخور که صد چنان بازت دهد"

مثنوی مولانا دفترپنجم

مشغول به طی زندگی

خب یک هفته کاری دیگر هم به اتمام رسید این چند روز اینقدر مشغولیت های فراوان کاری و غیر کاری داشته ام که فرصت نداشتم مطلبی بنویسم و وبلاگ را به روز رسانی کنم. از تکالیف و مسئوليت های محول شده در محل کار در شرکت بگیرید تا مطالعه مقاله های دانشجویی و آماده سازی مطالب برای ارائه ها. خلاصه سرم یکم شلوغ شده این چند روزه و الان تازه کمی فراغت پیدا کردم و توانستم این مطلب را برای شما دوستان و خوانندگان عزیز بنویسم.

این هفته دمای هوا کمی به بالای صفر رفته گرمتر شده و به حدود پنج شش درجه سانتی‌گراد رسیده و گهگداری هم نم نم بارانی می باره‌. عصرها هم پیاده از سرکار می آیم هوا کمی گرمتر از صبحه و پیاده روی کمی بیشتر می چسبه‌. کلا عادت کرده ام که پای پیاده به سرکار بروم و برگردم و این عادت را خیلی وقت هست دارم‌. در شهری که من زندگی و کار می کنم چون شهر کوچکی هست راحت می شود با پای پیاده از این سمت به ان سمت شهر رفت خیلی وقتها صبحها که دارم پای پیاده در هوای گرگ و میش به سمت کارخانه می روم گهگداری صدای خروس که مشغول آواز صبحگاهی خودش هست را می شنوم و همینطور صدای بلبل ها که کم و بیش مشغول‌ چهچه زدن هستند‌. تا حدودی فضایی مطبوع و سورئال شکل می گیرد. بعد از کار هم که در خانه مشغول درس و بحث و رسیدگی به کارهای خانه و مطالعه کتاب و تماشای فیلم یا مستند اموزنده و مابقی اقتضائات زندگی مجردی. فقط اخر هفته هاست که کمی وقت آزاد دارم که قسمتی از آن را باز هم به درس و مطالعه ام می رسم و مابقی هم اگر بشود با دوستان ایرانی بیرون می رویم یا دور هم جمع می شیم.

امیدوارم که شما دوستان هم جمعه خوبی را سپری کرده باشید . در حالی که شما وارد هفته جدید می شوید هفته ما در اینجا در این گوشه دنیا به پایان خودش رسید. ان شاالله روزهای آینده تلاش می کنم باز هم بنویسم.

خوب و خوش باشید و هفته شادی را در پیش داشته باشید.

چت جی پی تی ChatGPT

مطلب امروز رو کوتاه می گم.

چت جی پی تی از کمپانی اوپن ای آی را امتحان کنید و کار باهاش رو یاد بگیرید. پشیمان نمی شید. عین یک دستیار مطمئن براتون کار می کنه اگر بتونید مسائلی که براش مطرح می کنید را واضح و قابل فهم بنویسید. البته از خطا مصون نیست ولی برای خودش انقلابی هست. بیشتر از این توضیح نمی دهم‌‌‌ تا لذت و مزه استفاده از آن را براتون کاهش ندهم.

فعلا

روز پدر

میلاد اولین امام شیعیان و مظلومترین پدران دنیا امام علی (ع) و روز پدر مبارک.

پدر عزیزم از وقتی یادم می آید تو در کنار ما بودی و از ما حمایت کردی از چه مزایایی در زندگی به خاطر ما صرف نظر کردی. ما هر روز بزرگتر شدیم و تو شاهد قد کشیدن ما بودی و از موفقیت های ما خوشحال می شدی و در غمها کنارمان بودی و ما از این بابت به تو پدر عزیزمون افتخار می کنیم. امیدوارم که از ما راضی بوده باشی. هرچند ما از اینکه بتونیم زحمتها و محبت های تو را جبران کنیم احساس ناتوانی می کنیم ولی امیدوارم تونسته باشیم سر سوزنی از محبتهای تو را جبران کنیم. یک جایی می خوندم مادرها عین مداد می مانند و پدرها عین خودکار. اگر مادرها را ببینید سختی ها آنها را تراش می ده و ذره ذره برای فرزندانشون تحلیل می روند و برای همین خیلی از ماها دلمان برای مادرانمان می تپه چون تحلیل رفتنشان را به چشم می بینیم. اما پدران چه؟ سختی های زندگی آنها را ذره ذره آب می کنه ولی اصلا تحلیل رفتنشون را به چشم نمی بینیم و یک مرتبه چشم باز می کنیم و می بینیم که ای داد بیداد! بر اثر بار و فشار زندگی مانند خودکاری که ناگهان جوهرش تمام می شه ولی ظاهرش سالمه از پا درآمده اند. لطفا هوای پدرها را داشته باشیم. ستون خیمه زندگی اند و اگر نباشند... اصلا نمی خواهم و دلم نمیاد که ادامه این جمله را بنویسم. باشه با خود شما البته اگر دلتون میاد.

روزت مبارک پدر مهربان و فداکارم.

هوش مصنوعی مسئله این است‌!!!!!

هوش مصنوعی مسئله این است.

چند روز دیگه باز یک سمینار دانشگاهی داریم. اینبار در مورد سازمانهای داده محور که به موضوع بیگ دیتا و هوش مصنوعی می پردازه. باز هم دو کیس استادی برای آمادگی به ما داده شده که باید روی ان کار کرده و قبل از شروع سمینار تحویل بدهیم. در این کیس ها چه چیزهایی که نخوندم. شرکت هایی که در سیلیکون والی و هند تاسیس شده اند و مدل کسب کارشان براساس هوش مصنوعیست. هندی ها در این زمینه در حال درو کردن بازار با قیمت پایین و آپشن های بالا هستند. در یکی از این کیس ها یک شرکت هوش مصنوعی محور به نام نودل ای آی که در سان فرانسیسکو تاسیس شده مورد بحث بود. یکی از موسسان این استارت آپ هم هندی الاصل بود. در کل متن از تاسیس تا میزان خدمات و محصولات و اینکه چه خدماتی باید داده بشه و چه صنعتی می تونه مشتری بالقوه و بالفعل این شرکت که تصمیم گرفته در زمینه هوش مصنوعی با گرایش پریدیکتیو آنالیتیکس فعالیت کنه و فقط خدمات مشاوره ای نده صحبت شده. وقتی می بینم چکارها نمی شه کرد با این هوش مصنوعی یک زمانهایی هم ترس برم‌می داره و هم خوش بین می شم به آینده. ترس برم می داره از اینکه خیلی ها که ممکنه حرفه های تخصصی دارند هم شغلشون رو از دست بدهند و یا اینکه این هوش مصنوعی کنترلش از دست بشر خارج بشه و خودمختار خیلی کارها صورت بده و بشر را به سمت نابودی پیش ببره یا اینکه کنترلش دست انسانهای بی اخلاق و جانی و متعصب بیافته و از آن سو استفاده کنند. از طرفی هم خوشحالم که این تکنولوژی می تونه در خیلی زمینه ها مفید باشه. مثلا در تشخیص سریعتر بیماری ها در پزشکی یا در جلوگیری از کلاهبرداری در قراردادها که کاربردش بیشتر در زمینه حقوقی هست و همینطور کاهش بروکراسی. مثلا در زمینه کاهش بروکراسی کاربرد هوش مصنوعی در یک شرکت تولید کننده لوازم و سرویس های بهداشتی و زیربنایی ساختمان ها در یکی دیگر از کیس ها مورد بحث قرار گرفته بود که براساس نتایج یک مصاحبه که با کارمندان و مدیران اون شرکت در زمینه های مختلف از جمله فروش و خدمات پس از فروش انجام شده بود و می خواستند هوش مصنوعی را به شکل ایمیل بات پیاده کنند. از کارمندان در مورد دغدغه هاشون در زمان چک‌کردن ایمیل و در زمینه های شفافیت و پیچیدگی و روابط بین پرسنلی و همینطور داده ها سوال شده بود. آنها هم پاسخ داده بودند. ما هم باید نظر می دادیم که هوش مصنوعی به چه صورت می تونه در شکل ایمیل بات در این شرکت با توجه به دغدغه‌های اعلام شده کاربرد داشته باشه. پاسخ ها هم در مورد هر کیس استادی نهایتا در دو اسلاید پاورپوینت خلاصه می شد. مطالعه و درک و فهم متن ها از یک طرف و طراحی پاسخ و راهکارهای فشرده در دو اسلاید هم از طرف دیگر کمی کار را مشکل کرده بود و در مجموع من توانستم پیشنهادهای خودم در مورد راهکارها را در مجموعا چهار اسلاید برای دو کیس بگنجانم و تحویل دهم. امیدوارم که توانسته باشم پاسخ های مناسبی داده باشم. این کار تقریبا کل یک روز از دو روز آخر هفته مرا گرفت. ولی وقتی کار را تمام کردم و چند روز بعدش تحویل دادم حس سبکی خوبی به من دست داد. هوش مصنوعی تکنولوژی آینده است‌. به نظرم بهتر هست حداقل کمی در موردش بدانیم و از اثرات و کاربردهای اون آگاه باشیم. سخن در این باره را کوتاه می کنم که اگر بخواهم درباره هوش مصنوعی حرف بزنم صحبت به درازا می کشد.

فعلا بریم به باقی کارها برسیم. روز شما خوش خوانندگان عزیز و دوست داشتنی.

نیایش سحرگاهی

خدای مهربانم دلم را به تو میسپارم

تا از عمق جانم بزدایی هر چه حائل است بین من و خودت هر چه مرا دور میکند ز تو.، همه آنچه از منیت و نواقصم در من است را از من بگیر، و ببخشای بر من از عشق و الطاف بی پایان خودت، چنان همیشه که بخشیده ایی مرا رها ساز از بند هر چه غیر خوبی و نیکی در وجودم هست و پر کن خالی درونم را با عشق ناب الهی خود که جز این نتوانم نیک بمانم و مهر بیفشانم

مهربانا هزاران شکر که در کنارمان هستی و قرار و آرام دلهای بیقرارمان جز تو چه جوییم و جز تو که را خوانیم که همه تویی و جز تو همه هیچ، خداوندا… لحظاتمان را قرین رحمت و مهربانی ات بفرماو ما را در ادامه راهمان تنها مگذار که یک لحظه بی تو ویرانی دنیاییست

هفته ای جدید آغاز شد. امید که خداوند کمک بنماید که دلها را از کینه و نفرت زدوده و با محبت و خوش بینی و اعتماد درست پر کنیم.

آمین