مشغول به طی زندگی
خب یک هفته کاری دیگر هم به اتمام رسید این چند روز اینقدر مشغولیت های فراوان کاری و غیر کاری داشته ام که فرصت نداشتم مطلبی بنویسم و وبلاگ را به روز رسانی کنم. از تکالیف و مسئوليت های محول شده در محل کار در شرکت بگیرید تا مطالعه مقاله های دانشجویی و آماده سازی مطالب برای ارائه ها. خلاصه سرم یکم شلوغ شده این چند روزه و الان تازه کمی فراغت پیدا کردم و توانستم این مطلب را برای شما دوستان و خوانندگان عزیز بنویسم.
این هفته دمای هوا کمی به بالای صفر رفته گرمتر شده و به حدود پنج شش درجه سانتیگراد رسیده و گهگداری هم نم نم بارانی می باره. عصرها هم پیاده از سرکار می آیم هوا کمی گرمتر از صبحه و پیاده روی کمی بیشتر می چسبه. کلا عادت کرده ام که پای پیاده به سرکار بروم و برگردم و این عادت را خیلی وقت هست دارم. در شهری که من زندگی و کار می کنم چون شهر کوچکی هست راحت می شود با پای پیاده از این سمت به ان سمت شهر رفت خیلی وقتها صبحها که دارم پای پیاده در هوای گرگ و میش به سمت کارخانه می روم گهگداری صدای خروس که مشغول آواز صبحگاهی خودش هست را می شنوم و همینطور صدای بلبل ها که کم و بیش مشغول چهچه زدن هستند. تا حدودی فضایی مطبوع و سورئال شکل می گیرد. بعد از کار هم که در خانه مشغول درس و بحث و رسیدگی به کارهای خانه و مطالعه کتاب و تماشای فیلم یا مستند اموزنده و مابقی اقتضائات زندگی مجردی. فقط اخر هفته هاست که کمی وقت آزاد دارم که قسمتی از آن را باز هم به درس و مطالعه ام می رسم و مابقی هم اگر بشود با دوستان ایرانی بیرون می رویم یا دور هم جمع می شیم.
امیدوارم که شما دوستان هم جمعه خوبی را سپری کرده باشید . در حالی که شما وارد هفته جدید می شوید هفته ما در اینجا در این گوشه دنیا به پایان خودش رسید. ان شاالله روزهای آینده تلاش می کنم باز هم بنویسم.
خوب و خوش باشید و هفته شادی را در پیش داشته باشید.
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.