مولانا درسی روانشناسانه می دهد

"مهر و رقت وصف انسانی بود

خشم و شهوت وصف حیوانی بود"

مثنوی_مولانا

مولانا می‌فرماید:

"اگر شما مهربان باشید و رقت قلب داشته باشید و قلب‌تان نرم و سبک باشد، شما انسان هستید؛ چرا که این ویژگی‌ها وصف انسانیت است.

اما اگر خشم و شهوت بر شما غلبه داشته باشد، شما حیوان هستید."

پس مولانا به‌روشنی مشخص می‌کند که آیا شما انسان هستید یا حیوان.

قبلا از زبان یک روانشناس شنیده بودم که نتایج یک تحقیق علمی را بیان می کرد که در زمان عصبانیت ضریب هوشی شما بر ۴ تقسیم می شود. به این جمله فکر کردم که اگر ضریب هوشی شما در دسته تیزهوشان با ضریب هوشی حدود ۱۲۰ جای گرفته باشد بدین ترتیب ضریب هوشی شما به ۳۰ می رسد. حال فکر کنید اگر در دسته انسانهای معمولی با ضریب هوشی بالا نباشید در هنگام عصبانيت ضریب هوشی شما به کجا خواهد رسید. حاجت به گفتن نیست که شما با این ضریب هوشی هنگام عصبانيت در دسته چه موجوداتی طبقه بندی خواهید شد. برای همین است که می گویند هنگام عصبانيت واکنش نشان یا پاسخی ندهید زیرا عقل و هوش شما در آن زمان دیگر کارایی اش را تا حد زیادی از دست داده و امکان صورت دادن اتفاقات یا فجایعی ناگوار بسیار بالاست. این جملات را که با سخنان مولانا قیاس می کنیم پی به دید عمیق و دور اندیشی وی می بریم. حقا که او روانشناسی برای اعصار مختلف بوده و هست و خواهد بود.

این گفته ها به واقع در خور تامل هستند. پس به آنها فکر کرده و آنها را به کار بندیم.

شخصیت یا سند منگوله دار

از نظر من شخصیت مانند سند است آن هم از نوع منگوله دارش. یک نفر می تواند دارای تحصیلات، ثروت و قدرت فراوان باشد ولی مادامی که فردی بی شخصیت است تمامی این امتیازات به هیچ دردی نمی خورند. شما فرض کنید یک ساختمان، مجتمع مسکونی یا تجاری دارید. این ساختمان دارای امتیازهای فراوانی مانند نوساز بودن ،انواع و اقسام امکانات رفاهی ، بنا شده در محله ای آبرومند است و یا اینکه دارای اتومبیلی هستید صفر کیلومتر دارای انواع امکانات رفاهی اما هردوی اینها فاقد هرگونه سند مالکیتی هستند. به نظر شما چقدر قابل استفاده یا خرید و فروش هستند ؟ مسلما بدون سند بودن آنها قدرت مانور شما در هرگونه تعامل با آنها را اگر نگوییم به صفر می رساند حداقل می توانیم بگوییم تا حد زیادی کاهش می دهد. در مورد انسانها هم همین مطلب صدق می کند. اگر فردی دارای امتیازات اجتماعی فراوان مانند اعتبار مالی، تحصیلات عالی و یا قدرت سیاسی یا اجتماعی باشد اما فردی بی اصالت و شخصیت باشد مسلما هیچ کدام از آن امتیازات به کار آن فرد نخواهد آمد و آن فرد در تعامل با اجتماع اطرافش دچار مشکل خواهد شد. این را به خاطر بسپاریم امتیازات مالی و اجتماعی به خودی خود مفید یا مضر نیستند ولی اگر با شخصیت درست ترکیب نشوند چه بسا مضر و ایجاد کننده اختلال در اجتماع خواهند شد.

این را به خاطر بسپاریم.

درسی برای زندگی از مولانا

ای بسا ریشِ سیاه و مَردِ پیر

ای بسا ریشِ سپید و دلْ چو قیر

پیر, پیرِ عقل باشد ای پسر

نه سپیدی مویْ اَندر ریش و سَر

از بلیس او پیرتر خود کی بُوَد؟

چونکه عقلش نیست او لاشی بُوَد

مثنوی_مولانا دفترچهارم

چه بسا فردی ریش سیاه داشته باشد ولی دل او پر از تجربه باشد و چه بسا کسی ریش سفید داشته باشد ولی دلش مانند قیر سیاه باشد. پس ای پسرم, پیری به معنای سپید بودن ریش و موی سر نیست, بلکه به معنای پختگی عقل است. مثلا, هیچ کسی از ابلیس سنش بیشتر نیست, ولی وقتی که ابلیس عقل نداشت, سن و سال زیاد او هیچ فایده ای نداشت.

امشب کمی در فکرم که چه افرادی با چه سبک و سلیقه های متفاوت و عجیب و غریبی بر روی این کره خاکی زیست می کنند. در این چند روز تجربیاتی ارزشمند کسب کردم و از این بابت شاکرم.

اهداف سال جدید

اهدافتون برای سال جدید چه هست؟

البته من در سال میلادی رو دارم می گم. شما می تونید برای سال جدید شمسی که کمتر از سه ماه دیگه می شه اهدافتون رو برنامه ریزی کنید. اتفاقا یکی از محرک های تغییر کلید زدن اونها در ابتدای بازه های زمانی خاص مثل شروع سال جدید و امثالهم هست. استارت بزنید برنامه ریزی برای تغییر خودتونو. شروع سال جدید هم خودشو شروع کنید. تجربه ثابت کرده برنامه ریزی به موقع کاری در کلید زدن و پیش بردش بسیار موثره.

بگید برام از برنامه هاتون در سال پیش رو.

فردا شب آخر سال میلادی یا همان سیلوستر است. چه زود گذشت. انگار همین دیروز بود که من در انتهای سال ۲۰۲۳ در سفر مصر بودم و داشتم سفرنامه می نوشتم. الان هم بعد از یک سال پیش خودم فکر می کنم که پایان سال گذشته را در سفر بودم پایان امسال ولی چون در سفر دنیایی نیستم کمی در زمان سفر کنم و به گذشته ام در این سالی که گذشت بنگرم و ببینم که چه گفته ام و چه کرده ام. همین جا از خدا بابت اشتباهات ناخوداگاه که در بندگی او کرده ام طلب بخشش می کنم و خودم هم افرادی که از سر ناآگاهی از من و شخصیت من ناخواسته به من ظلمی کردند را می بخشم و برایشان از خدا طلب مغفرت می کنم. خدا گواه است که در تمام عمرم هرکاری کردم حتی اگر خدای نکرده حرفی زده یا کاری کرده ام که کسی از من آزرده خاطر شده این کارها و حرفها هیچگاه از سر نیت و قصد سوئی نبوده و تلاشم این بوده که اگر کسی از من آزرده شد و این آزردگی ناخواسته بوده از دلش دربیاورم. از شما خوانندگان عزیز و دوست داشتنی که در این یک سال گذشته هم مرا همراهی کردید متشکرم و به نوبه خودم اگر ناخواسته باعث ناراحتی کسی شدم عذر خواهی می کنم.

بیایید برای هم دعای خیر کنیم.

قلبت را وسیع کن

قلبت را وسیع کن

در این دنیا شاید جا برای رشد همه باشد. منتها بعضی ها اصلا نمی خواهند هزینه رشد خودشان را بدهند. می خواهند با هزینه تو و امثال تو رشد کنند. زهی خیال باطل که این رشد، رشدی ارزشمند نیست و وقتی گرد و خاک ها فرونشست و حقایق برملا شد تازه روی ذغال هاست که سیاه می ماند. در این دنیای وانفسا مگر چقدر قرار است عمر کنیم که تازه قرار باشد این همه هزینه روانی برای بعضی افراد و رویدادهای دون ارزش بدهیم. عبور کن که همین عبور با صبر و شکیبایی سنگ بنای رشد توست. دیگران هم اگر آنقدری درک و شعور داشته باشند می فهمند که خودشان باید هزینه رشدشان را بدهند و اگر هم ندادند دایه مهربان تر از مادر مشو که با وجود زیبا بودن این کار در شرایط این روزهای دنیا این سبک و سیاق رفتار، روشی عمرتلف کن خواهد بود‌.

و توفیق از جانب خداست.

نه، همیشه جنگیدن خوب نیست.....

متنی زیبا که این روزها با توجه‌ به رفتار افراد در اجتماع در سراسر جهان بسیار مبتلا به می بینم. البته منظورم فرد یا قشر خاصی نیست.

"وقتى می شود دقایق عمرت را با آدم هاى خوب بگذرانى، چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایى کنى که با دل هاى کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزى هاى بچه گانه اند ...

یا مدام براى نبودنت...

براى خط زدنت تلاش مى کنند؟...

نه! همیشه جنگیدن خوب نیست!...

من همیشه جنگیده ام تا چیزى را عوض کنم...

اما این روزها فهمیده ام که با آدم هاى کوته نظر نباید جنگید...

فهمیده ام براى اثبات دوست داشتن نباید جنگید...

براى به دست آوردن دل آدم ها نباید جنگید...

براى اثبات خوب بودن نباید جنگید...

این روزها نسخه فاصله گرفتن را مى پیچم براى هر کسى که رنجم مى دهد...

از آدم هایى که زیاد دروغ مى گویند...

فاصله می گیرم...

از آدم هایى که زیاد ظلم می کنند...

فاصله می گیرم...

از آدم هایى که حرمتم را نگه نمی دارند...

فاصله می گیرم...

با حقارت برخى آدم ها و دل هایشان نباید جنگید...

باید نادیده گرفت آنها را

باید بخشیدشان

نه برای اینکه لزوما انها مستحق بخششند

بلکه من بیشتر مستحق آرامش هستم. "

واقعا دارم به تک تک این جملات فکر می کنم این روزها. این تقلاهای روزانه‌ ما جدا برای اثبات چه چیزیست وقتی روزی روزگاری دیگر طوری وجود نداریم که انگار از ازل هم وجود نداشته ایم و همه تلاشهای ما انگار اصلا وجود خارجی نداشته است. پس تمامش کنیم. ببخشیم و عبور کنیم و در این سالهایی که از عمرمان باقیست فکر آرامش خود باشیم چون بعدها پس از ما دیگر از خود ما و افرادی که احیانا با انها سرمسائلی درگیری، اختلاف نظر داشته یا جنگیده ایم خبری نیست و انگار اصلا از ابتدای تاریخ آفریده نشده ایم.

در اين روزهای پایانی سال ۲۰۲۴ واقعا به این مسئله‌ فکر می کنم که هوای آرامش خود را باید داشت و بس.

والسلام

انسان هرگز سقوط نمی کند، مگر....

"انسان هرگز سقوط نمی کند ،مگر از سمتی که به آن تکیه داده و خیالش راحت بوده."

عجب جمله ای بود بیایید بهش فکر کنیم.

گاهی اوقات تعجب می کنم.....

گاهی اوقات از بعضی رفتارها متعجب می شوم. برخی افراد را می بینم که با وجود باتجربه و پخته بودن برخی رفتارهای ناپخته انجام می دهند و فورا با دیدن ظاهر چیزی تغییرعقیده می دهند و به قول قدما با یک غوره سردیشان می شود و با یک مویز گرمیشان. به نظر شما این رفتارها باوجود پختگی و دنیادیدگی ریشه در چه دارد؟

خوشحال می شوم از تجربه ها و نظرهای شما خوانندگان در این مورد باخبر شوم.

یک سال میلادی دیگر هم رو به پایان است. یادتان می آید که در ابتدای سال چه اهدافی برای این سال در نظر گرفتید؟ و چه برنامه هایی ریختید؟ آیا به اونها دست یافتید و یا اجراشون کردید؟ خیلی وقتا لازمه یک نگاهی به پشت سرمون در سالی که گذشت بیندازیم‌ و دوره کنیم. شاید بتونیم اشتباهاتی که در سال پیش مرتکب شدیم رو در سال جدید تکرار نکنیم. به حساب خودمون برسیم قبل از اینکه به حسابمان برسند. بگیم و از تجربیات هم استفاده ببریم.

چرا در زمان حال شاد نیستیم؟

" تنها دليل اینکه چرا شما در لحظه ی کنونی، خوشی و سعادت را تجربه نمی کنید اینست که فقط به آنچه ندارید می اندیشید و بر آن متمرکز هستید. "

ما همیشه عادت کرده ایم که به نداشته ها فکر کنیم و در صورت پیش رفتن همه چیز طبق میلمان شاد باشیم. این تفکرات باعث شرطی شدن زندگی بسیاری از انسانها شده. در حالی که این تربیت اشتباه است. در نتيجه هرگاه زندگی مطابق میلمان نباشد افکار حق شناسانه و سرشار از شادی خود را رها می کنیم و به غم و اندوه متوسل می شویم و حتی گاهی اوقات تا حدی پیش میرویم که معتقد میشویم که غم و اندوه حالت طبیعی بشر است! اما این حالت طبیعی نیست این حالت در اثر اشتباهی در اندیشه رخ می دهد.

در این دنیا قرار نیست همه چیز برمدار ما بچرخد. اگر دیدمان را اصلاح کنيم یقینا دیگر دچار غم و اندوه شدید نخواهیم شد. عادت اندیشیدن به غم و غصه و کمبودها در نتیجه ی روش تربیتی نادرست می باشد، به ما آموزش داده شده که فقط زمانی می توانیم شاد باشيم که زندگی آنگونه که میخواهیم پیش برود، در حالی که اصل دنیا بر این نیست. یادم هست صحبت های یک روشنفکر دینی را زمانی می شنيدم که توصیه ای می کرد. می گفت در حین تلاش برای دستیابی به اهدافتان ، انتظاراتتان را پایین بیاورید و اگر می توانید به صفر برسانید در این صورت اگر اوضاع طبق میلتان پیش نرفت غم و اندوهی شما را فرانمی گیرد چون این برآورده نشدن انتظارات عامل اصلی درد و رنجیست که می کشید و اگر تا اندازه ای یا کاملا پیش رفت شادی و شعف شما چندین برابر است چون انتظارش را از ابتدا نداشتید. جملاتی بود که لحظاتی به آنها فکر کردم و دیدم واقعا کاربردی هستند. می فهمم که عادت دادن خودمان به چنین سبکی از زندگی مشکل است. اما چه چیزی در ابتدا آسان بوده که این بخواهد باشد. پس شروع به عادت به چنین سبکی کنیم. باشد که به لذت بیشتر در این دنیا به ما کمک کند.

خدا کند ....‌


خدا کند چترت را زیر باران،
به کسی نبخشی که با همان چتر بزند زیر میز اعتمادت
و جهان تو را زیر و رو کند.
خدا کند چراغت را
به خاطر کسی خاموش نکنی
که تاریکی‌ات را بهانه کند و به تو
از پشت خنجر بزند.
خدا کند معاشرین تو آدم‌های آدمی باشند،
که اگر بخشیدی بفهمند،
که اگر از خودت گذشتی،
قدر بدانند و لطفت را وظیفه قلمداد نکنند.
خدا کند توسط کسانی که باید؛
همانگونه که شاید، مورد پذیرش
و قدردانی و عشق واقع شوی.
خدا کند هیچ زمانی برای خوب بودنت،
احساس حماقت نکنی.

خدا کند.....

آمین

یلدای همه دوستان مبارک.