به اصل و ریشه بنگرید نه به فرع و شاخه و برگ.

منظور و مقصود من از این جمله چیست؟ عرض می کنم.

به عنوان مثال فکر کنید که می خواهید پزشک شوید ولی می بینید پزشکان فراوانی هستند که غش در کارشان است و برای بیماران کم می گذارند این نباید باعث شود که شما پزشکی را بد و مضر بدانید. پزشک فقط وسیله اجرای علم پزشکی است و خوب و بد و منصف و غیر منصف دارد ولی این اصل علم پزشکی را زیرسوال نمی برد . یا به‌عنوان مثال می خواهید مهندس یا مدیر باشید ولی در زندگی با مدیر و مهندسین سودجو روبرو می شوید. آیا واقعا آنها منعکس کننده تمام عیار علم مهندسی و مدیریتند؟ قطعا خیر‌. آنها تنها مصداقند و مصداق ها هم مثبت و منفی دارند. به همین نسبت می توانید به اسکیل های بالاتر بروید مثلا دوست دارید دیندار باشید ولی دینداران فراوانی می بینید که دین تنها لق لقه زبانشان است ولی در عمل انسانهای پستی هستند. آیا این باید باعث شود که فکر کنید اصل دین مشکل دارد؟ قطعا خیر. آنها هم مصداقند منتهی مصداق های منفی. یا مثلا می بینید که انسانهای صادق و راستگو ضربه بیشتری در زندگی می خورند ولی این آیا دلیلی بر منفی و اشتباه بودن صداقت است؟ بعید می دانم‌ کسی باشد که بگوید صداقت صفتی منفی است. حتی افرادی که در شبانه روز تنها با دروغ و کذب کارشان را راه می اندازند و مشکلاتشان را از سر راه برمی دارند دوست دارند که طرف مقابل با آنها صادق باشد. هرچیزی در این دنیا بسته به نوع استفاده از آن می تواند مثبت یا منفی جلوه گر شود. البته اصل بر کاربرد مثبت است. منتهی ذات بسیاری از افراد باعث استفاده منفی از بسیاری امکانات و روش ها می شود.

باشد که همه ما کاربردی مثبت داشته باشیم.