عشق یا ترن هوایی ؟
این جمله یا مضمونی از این جمله را در بسیاری از افراد شنیده و یا در متون مختلفی مطالعه کرده ام. ولی اینجا برام جالب بود که در متن نتیجه یک تحقیق علمی از یک روانشناس آمریکایی به نام دوروتی تنو فرایند عاشق شدن را تجزیه و تحلیل کرده بود این جمله قید شده بود که:
"وقتی عاشق می شویم انگار سوار ترن هوایی می شویم که بدون اختیار ما بالا و پایین می رود ، ما را با شدیدترین تکان ها به جلو می راند و در انتها از اینکه سوارش شده ایم پشیمان می کند."
این جمله آخر خیلی جالب توجهه. همه بعد از تجربه عشق می گن عجب اشتباهی کردم عاشق شدم. کاش نمی شدم. واقعا چرا این شکلیه؟ چه جوابی داریم برای این مسئله؟ مسئله این هست که همه با معیارهای غیرعقلانی وارد این مقوله می شیم ولی در میانه و شاید در پایان راه تازه کلید روشن و خاموش عقلمون رو می زنیم. در صورتی که اگه از ابتدا سوئیچ عقل را می چرخاندیم شاید اصلا سمت عشق نمی رفتیم. جالبه واقعا. یکجایی دیگه آدما می برند و می گن کافیه. دیگه نمی خوام. عجب غلطی کردم عاشق شدم و دلمو دادم دست فلانی.
شما چی فکر می کنید؟
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.