" ز آنکه جاهل ننگ دارد ز اوستاد

لاجرم رفت و دکانی نو گشاد

آن دکان بالای استاد ای نگار

گنده و پر کژدم است و پر ز مار "

مولانا

نادان ها خود را بی نیاز از استاد می دانند و به اتکای ظنِّ خویش مسیری را انتخاب می کنند آن راهی که بدون آموختن از دانایان انتخاب شود, راهیست پر خطر...

جایی از یک روانشناس اتریشی قرن نوزدهم ماری فون ابنر اشنباخ که هم بر همین عقیده بود خواندم که می گفت که این یک حقیقت تلخ است که اگر همه دانایان و هوشمندان تسلیم شوند، دنیا توسط احمق ها اداره خواهد شد.

این به عقیده من به عصر و سرزمین و همینطور قشر خاصی ( سیاستمداران، ثروتمندان یا مردم قشر متوسط و.... ) تعلق ندارد و یک قاعده کلیست. شما حتی اگر در یک مجموعه کوچک کار یا زندگی می کنید خواهید دید که دانایان به دلیل ناکافی دانستن اگاهی خود از اقدام پرهیز می کنند ولی نادانان به دلیل این‌که خود را عقل کل دانسته و تفکر همه چیز دانی سراسر وجودشان را فراگرفته حس اعتماد به نفس کاذبی بر آنها غالب شده که به آنها جرأت هر عملی را می دهد، دست به هر اقدامی می زنند. این واقعیتی تلخ است که در هر عصر و قشری دیده شده و باید درسهایی از آن آموخت.

شب خوش

.