نشانه ها و معیارهای حقگویی
در این روزهای دنیا که مملکت دوست داشتنی و مردم عزیزمان زیر فشارهای خارجی و داخلی کمرشان خم شده هر آن هرکس از راه می رسد حرف از حقگویی می زند، باید بتوانیم فرد حقگو را از کسی که ماسک حقگویی زده تشخیص دهیم. این مهم در زمانهایی که آب به شدت گل آلود و هوای اعتماد و راستی آزمایی بشدت غبارآلود است از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بیایید ببینیم چطور می شود یک فرد حقگو را از کسی که خود را به حقگویی زده تشخیص بدهیم:
تشخیص حقگو از فریبکار، همیشه ساده نیست؛ چون بسیاری از فریبها با زبان حق آغاز میشوند. واژهها میتوانند درست باشند، اما نیتها نه. برای همین، نباید فقط به آنچه گفته میشود گوش داد، باید دید چگونه گفته میشود و مهمتر از آن، بعد از گفته شدن، چه اتفاقی میافتد. کسی که حقیقتاً دغدغهی مردم را دارد، حق را ابزار نمیکند؛ او از حق حرف میزند چون به آن باور دارد، نه چون برایش شهرت، قدرت یا امنیت میآورد. چنین انسانی حاضر است برای حرفش هزینه بدهد: محبوبیتش کم شود، تنها بماند یا حتی متهم شود، اما مسیرش را عوض نکند. در مقابل انسان به ظاهر حقگو ، کسی که ماسک حقگویی به چهره زده، بیشتر از آنکه نگران مردم باشد، نگران جایگاه خودش است. او حق را جایی فریاد میزند که امن است، و درست همانجا سکوت میکند که گفتن حق، برای او بهایی داشته باشد. رفتارش وابسته به فضاست، نه به حقیقت. حقگو معمولاً آرامتر است؛ چون نیازی به اغراق ندارد. اگر اشتباه کند، میپذیرد و اصلاح میشود، چون هدفش پیروزی شخصی نیست، بلکه روشنتر شدن مسیر است. اما فریبکار، یا هرگز اشتباه نمیکند یا همیشه دیگران را مقصر جلوه میدهد؛ چرا که فرو ریختن نقاب، برای او خطرناک است.
در نهایت، حقگویی در شعار خلاصه نمیشود؛ در پایداری، صداقت و همسوییِ حرف و عمل معنا پیدا میکند. حقگو شاید کمصدا باشد،اما ردِ پایش روشن است. و فریبکار، هرچقدر هم بلند حرف بزند، سرانجام در تناقضهای خودش شناخته میشود.
والسلام
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.