هیچ تغییری بدون دلیل نیست
هیچ کس بدون دلیل تغییر نکرده و به احتمال بالا در دو حالت این تغییر را در خود صورت داده است. یا به درجه ای از فهمیدگی دست یافته که یاد گرفته بدون تجربه و با مطالعه و آموزش تغییر را در خود اجرایی کنه و یا اینکه تغییر بوسیله تجربه و با درد و رنج بسیار بهش تحمیل شده. این دو حالت رو شاید بتوان در چند موقعیت خلاصه کرد یکی این که فرد به قدری دنیادیده می شه و یا آنقدر در زندگیش برخوردار می شه که به سطحی از چشم و دل سیری دست پیدا کنه و تغییر به نوعی به او الهام بشه و یا اینکه به قدری می آموزه که خودش تشنه تغییر می شه و دلش می خواد تغییر کنه و یا به قدری تجربه می کنه و در این تجربه کردن ها آسیب می بینه که سر دو راهی تباهی یا تغییر دادن خودش قرار بگیره و در اون صورت چاره ای جز تغییر خودش نبینه و در واقع این تغییر به نوعی به او تحمیل می شه. تجربه نشان داده که درصد بالایی از افرادی که تغییر کرده اند در شرایط سخت و بوسیله تجربیات تلخ وادار به تغییر شده اند و درصد پایینی از افراد به حد و درجه ای خودآموخته شده اند که خود بتوانند تغییر را درخود صورت دهند. البته اینکه می گوییم فردی بدون تجربه آموخته شده دلیل بر آسان بودن تغییر نیست و تغییر به خودی خود عبور از چند مرحله را می طلبه که ترک حاشیه امن یا همون کامفورت زون یکی از اونهاست و این ترک حاشیه امن در حقیقت ترک شرایطیه که طرف بهش خو گرفته.
تلاش کنیم که در دسته خود آموختگان باشیم.
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.