سفرنامه ایالات متحده (قسمت سوم)
سلام خدمت دوستان و خوانندگان عزیزی که سفرنامه را دنبال می کنید. در ادامه سفر به ایالت کالیفرنیا در امریکا سری به تک کمپانی های دیگر از جمله اینتل ، گوگل و انویدیا و همچنین متا و لینکداین و هدکوارتر ایالت کالیفرنیای شرکت مایکروسافت زدیم. در شرکت اینتل موزه ای وجود داشت که تاریخچه شرکت اینتل را نشان می داد و بازدید از آن برای عموم آزاد بود. یک خانم بسیار خوش اخلاق که از نامش مشخص بود اهل آمریکای لاتین بود به عنوان راهنمای موزه ما را همراهی می کرد و از ابتدای بازدید ما از موزه به صورت کامل برای ما توضیح می داد. این شرکت که عمرش به تازگی به پنجاه سال رسیده مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده. در طول بازدید از موزه اینتل دیدیم که پروسسور هایی بزرگی یک کف دست که ابتدا با دست ساخته می شد تا پروسسورهایی که به اندازه ای کوچک بود که به سختی با وجود یک ذره بین قابل مشاهده بودند و به همین ترتیب با کوچکتر شدن حجم انها به توان محاسباتی آنها افزوده می شد. سپس کمی به زبان کامپیوتر پرداخته شده بود و اینکه از ارقام و صفر و یک تشکیل شده که یک به معنی روشن و صفر به معنای خاموش است. در ادامه موزه به پروسه ساخت چیپ های الکترونیکی و نیمه رسانا ها پرداخته شده بود. ابتدا از عنصر سیلیسیم سخن به میان می رفت و اینکه ما سیلیسیم یک عنصر غیر رساناست و طی فرایندی پیچیده به نیمه رسانا تبدیل می شود. سپس از این نیمه رساناها لایه های باریک و نازک ویفر تولید می شود که قطر آنها به اندازه یک تار مو یا حتی نازکتر می باشد. سپس توسط دستگاههای لیتوگرافی مدارهای الکترونیکی روی لایه های ویفر ایجاد می شود. در ادامه یک ماکت گردان از فرایند تولید چیپ به نمایش گذاشته شده بود. حساسیت پروسه ساخت میکروچیپ ها به حدیست که کارگران و کارمندان با پوشیدن روپوش ها سفیدرنگ دارای کلاه و ماسک های مخصوص در محیط تولید رفت آمد می کنند و برای هربار ورود به محیط آزمایش و تولید میکروچیپ ها باید از چند مرحله ضدعفونی و غبار و ذرات زدایی عبور کنند که به تن کردن روپوش های سفید مخصوص تنها یکی از این مراحل است. در قسمت دیگری از موزه روبوت های سبز رنگ و قرمز رنگ که هرکدام مخصوص حمل ویفرها هستند به نمایش گذاشته شده بود. در و ابتدا و پایان موزه هم به موسسان شرکت اینتل از جمله رابرت نویس پرداخته شده بود که توسط رییس جمهور وقت امریکا مدال افتخار دریافت کرده بودند. در ادامه گردش ما در محدوده سلیکون ولی از کنار شرکت های دیگر در زمینه تولید چیپ از جمله شرکت انویدیا عبور کردیم. انویدیا اکنون در زمینه تولید چیپ هایی که در زمینه هوش مصنوعی کاربرد دارند گوی سبقت را از مابقی تولید کنندگان از جمله اینتل و ای ام دی و همینطور تی اس ام سی تایوان ربوده است. سپس به سایت گوگل سر زدیم. جای همه شما خالی بود که در محدوده مانتین ویو سایت های گوگل را می دیدید و همینطور کارمندان شرکت که در بین سایت ها و ساختمان های مختلف گوگل در رفت آمد بودند. یکی از این ساختمان ها که معماری فوتوریستیکی هم داشت به گوگل پلکس شناخته می شد. گوگل هم برای تسهیل رفت و آمد کارمندانش مابین دپارتمان های مختلف دوچرخه هایی تدارک دیده بود که ترکیب رنگ آنها دقیقا به رنگ لوگوی گوگل بود. کلا انگار جو استارت آپی و نوآوری در ان منطقه قابل حس بود انگار در هوای آن منطقه عصاره نوآوری پخش شده بود. به اکثر کارمندان گوگل که نگاه می کردی اکثرا اهل کشورهای آسیایی منجمله چین و هند بودند. قبلا هم شنیده بودم که امریکا سیاست جذب متخصص را طوری تنظیم کرده که متخصصان را به کشورش جذب کند و خودش بیشتر به پرورش علوم انسانی و اقتصاد و مدیریت در بین مردم و ملت خودش روی آورده است. در ادامه بازدیدها سری به ساختمان مایکروسافت در سیلیکون ولی زدیم. با وجود اینکه مقر اصلی این شرکت صاحب فناوری در کالیفرنیا قرار ندارد ولی ساختمان و نمایندگی زیبایی در سیلیکون ولی دارد. سپس از آنجا به ساختمان و هدکوارتر سایت لینکداین ( شبکه اجتماعی مخصوص کاریابی) سرزدیم. ساختمانی با معماری زیبا داشت. این شرکت شرکت خواهر مایکروسافت هست و در فاصله زیادی از دفتر آن در منطقه سیلیکون ولی قرار ندارد. در روزهای بعدی به سایت شرکت متا ( شرکت مادر فیس بوک، اینستاگرام، واتس اپ و.....) رفتیم. از انجا که روز تعطیل بود و امکان ورود برای افرادی غیراز پرسنل اصلی هم در ان وجود نداشت کمی همان بیرون قدمی زدیم و عکسهایی انداختیم. سایت شرکت متا در منلوپارک که یک پارک فناوری در سیلیکون ولی هست واقع است. سپس بازدیدی از موزه تاریخ کامپیوتر در سن خوزه داشتیم. برای ما جالب بود که تاریخ کامپیوتر را می دیدیم از چرتکه ها و وسایل ابتدایی تر محاسبات در قدیم تا کامپیوتر های امروزی. بخش هایی از اين موزه نوآوری هایی که تا بحال در زندگی ام تجربه کرده بودم را هم دیدم مانند شرکت آتاری که تولید کننده کنسول های بازی بود و همینطور قدیمی ترین و جدیدترین محصولات پلی استیشن. همچنين از کامپیوترهای ابتدایی که با کلیدهای مکانیکی کار می کردند و فاقد مدارها و بوردهای الکترونیکی بودند و همچنین کامپیوترهایی با مدارهای ابتدابی و لامپهای تعبیه شده در انها. قسمتهای بعدی شامل استفاده از کامپیوتر در اتومبیل مانند سیستم ای بی اس و همینطور در سیستم هدایت پرواز آپولو بود. جالب بود که سرپرست پروژه برنامه نویسی که در چهارچوب آن برنامه هدایت پرواز آپولو را نوشته شده بود یک خانم جوان و سرزنده بود که عکسش در کنار کل کدهای این برنامه که به صورت کتاب روی هم قرار داشت انداخته بودند. برایم جالب بود که قدرت کامپیوتر هدایت پرواز آپولو قدرت کمتری به نسبت حتی اسمارت فون های امروزی داشته است. این را قبلا هم قبلا مستند دیده و مطالعه کرده بودم. در ادامه موزه اولین ابرکامپیوتر دنیا را دیدیم. مخترع آن یک مهندس کامپیوتر امریکایی به نام سیمور کری بود که یک جمله زیبا از وی نقل شده بود. آن هم این بود که " کاری را انجام بده که دیگران انجام نمی دهند" چقدر این جمله پرمعناست و اینکه به زمان و عصر و مکان خاصی تعلق ندارد. برای موفقیت در هرعرصه ای باید کاری را کرد و راهی را رفت که دیگران توان یا جرات طی کردن آن را ندارند. در قسمت های بعدی به پیدایش وب و اینترنت و تفاوت این دو پرداخته شده بود و همینطور به شرکت گوگل و موسسان آن لری پیج و سرگی برین که اولین ماشین جستجوگر اینترنتی را راه اندازی کرده بودند. در پایان هم به سری به هوش مصنوعی زده شده بود و به پیشرفت های این حوزه پرداخته شده بود و همچنین کاربرد رباط ها. در زمینه هوش مصنوعی هنوز راه درازی درپیش است. در پایان موزه هم یک تابلوی جالب وجود داشت که روی ان این سوال حک شده بود که ?What's coming next. در عین حال به این نکته پرداخته شده بود که با توجه به سرعت رشد فناوری در زمینه آی تی پاسخ به این سوال آسان نیست. بعد از بازدید از موزه به محل اقامت برگشتیم و استراحت کردیم و در عصر ان روز هم سری به شهرک لوس گتوس در نزدیکی سن خوزه زدیم. در شهرک زیبا و تمیز کمتر می توانستید اتباع غیرآمریکایی ببینید. در آنجا به ساختمان یک دبیرستان سرزدیم و امکانات ان را دیدیم. امکاناتی مانند استخرشنا و زمین بیسبال ، فوتبال و بسکتبال و کلاس های درس مجهز. مساحت زمین این مدرسه بشدت وسیع بود. تقریبا تمامی مدارس کالیفرنیا و امریکا همینقدر وسیع و پرامکانات هستند. حقیقتا به حال خودم و بسیاری همنسلان خودم که در شرایط و اتمسفر مدارس جهان سومی تحصیل کرده بودیم افسوس خوردم. در پایان گردش در لوس گتوس هم به ساختمان شرکت نتفلیکس ( شرکتی انلاین استریمینگ در مقیاسی جهانی) سرزدیم و سپس به محل اقامتمان بازگشتیم. در ادامه سفر به شهرهای دیگر ایالت کالیفرنیا هم سرخواهیم زد. ان شاالله از آنها هم خواهم نوشت.
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.