برنامه ریزی برای سال جدید
روزهای آخر ساله و ما همچنان در تکاپو. شاید وقتش باشه که این روزهای آخر سالی یکم از فعالیت دست بکشیم و بنشینیم و به افکار و کارهایی که امسال کردیم فکر کنیم و ببینیم کجاها رو درست عمل کردیم و کجاها رو اشتباه. کمی فکر کنیم روی مسیری که در طول این سال طی کردیم. ببینیم مسیری که طی کردیم به کجاها ختم شده و چه نتایجی داشته و از اون درس بگیریم برای مسیری که می خواهیم برای سال جدید طی کنیم. وقتشه که برای سال جدید هم برنامه بریزیم و ببینیم چیکار می خواهیم بکنیم؛ می خواهیم برنامه پارسال رو ادامه بدهیم یا اینکه قصد داریم یک برنامه جدید با مسیری کاملا جدید تعیین کنیم. باور کنید ما برای چیزهای خیلی جزئی تر مثل غذا خوردن و مهمانی و سفر رفتن برنامه می ریزیم ولی به زندگیمون و اینکه چه هدفی رو می خواهیم دنبال کنیم در طول یک سال آینده اهمیت چندانی نمی دیم. یکی از مشکلات فرهنگ ما همین عدم برنامه ریزی هست. یادمه پدرم یک زمانی می گفتند وقتی دانشگاه بودند یک استاد مدیریت استراتژیک داشتند که فارغ التحصیل هاروارد بوده و از دانشجوهاش پرسیده شما چه برنامه ای برای مدیریت دارید و می خواهید چه کنید برای مدیریت شرکت هایی که می خواهید مدیریت کنید.برنامه مدیریتیتون کجاست؟ هیچ کس هیچ برنامه ای برای ارائه نداشته در حالی که می خواستند مدیران آینده بشوند و وقتی یکی از دانشجوها گفته ما برنامه مون تو سرمون هست و به سرش اشاره می کنه استاد با لحنی کنایه آمیز می گه: " این چه برنامه ای هست که روی کاغذ نیاوردید ؟ برنامه رو باید نوشت تا بشه بهش عمل کرد" و بعد یک مثال می زنه که رفته بوده هلند سر یک کلاس درس در یک مدرسه و از بچه ها پرسیده برای روزهای آینده برنامه تون چیه؟ اونهام فورا رفتن سر کیف هاشون و دفترچه برنامه هفتگی و ماهانه خودشون رو در آوردند و گفتند ما مثلا دو روز دیگه فلان کار رو قرار انجام بدیم سه روز بعدش باید بریم فلان جا و همینطور برای هرکاری یک برنامه و زمان مشخص داشته اند ولی شماها که قرار هست ناسلامتی مدیر بشید هنوز هیچ برنامه مدونی ندارید که می خواهید چکار بکنید و چه مسیری برید. بگذریم که اون زمان خیلی هاشون بعدها مدیران موفقی شدند ولی به هر حال اون صحبت های اون استاد خیلی اثر گذاشته بود روی طرز فکر اون دانشجوها. این فرهنگ برنامه مدون داشتن رو خودمم در آلمان در زمان دانشجویی در هم دانشگاهی های خودم دیده ام. شاید امسال که اولین سالی هست که تحویل سال در کنار خانواده نخواهم بود فرصتی باشه تا کمی هنگام تحویل سال از خدا بخوام من رو در طی کردن مسیری که برای سال جدید در نظر دارم طی کنم یاری کنه و پشت پناه من و همینطور خانواده عزیزی که دارم باشه.
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.