چون بسی ابلیس آدم روی هست.....
چون بسی ابلیس آدم روی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست
زانكه صیاد آورد بانگِ صفیر
تا فریبد مرغ را، آن مرغ گیر
بشنود آن مرغ بانگ جنس خویش
از هوا آید بیابد دام و نیش
حرف درویشان بدزدد مردِ دون
تا بخواند بر سلیمی زان فسون
#مثنوی_مولانا دفتراول
به خدا که مولانا روانشناسی حاذق برای تمام اعصار بوده و هست و خواهد بود. این ابیات با هر عصر و زمانی همخوانی دارند چون به ذات انسانی مربوطند. ذات انسانی چه ابلیسی چه خیر و ملائکه ای تغییری نمی کند تنها مصداق بیرونی اش دچار تحول و دگردیسی می شود. این را مولانا بسیار درست تشخیص داده و بیان کرده است.
بسیار کسانی که در لباس آدمی ، ابلیسی درون خود دارند.
همانطور که شکارچی پرندگان برای شکار از سوتی که صدایش شبیه صدای پرندگان است استفاده می کند و به این وسیله پرندگان دیگر را به دام می اندازد مردمانی هم هستند که حرف هایی را از بزرگان ما وام می گیرند بدون اینکه در وجود خود چیزی از آنها را قبول داشته باشند و برای فریب دیگران از آن استفاده می کنند .
پس باید مواظب بود و به هر کسی دست دوستی و بیعت نداد.
واقعیت را از این واضحتر و عریان تر نمی شد بیان کرد.
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.