به راستی قیمت ما انسانها چند است؟
ماه محرم که می رسید در ایران بساط دسته جات عزاداری و روضه خوانی به راه بود. به اروپا هم که آمدم هنوز هم این طور مراسم ها را در مراکز اسلامی و شیعی می بینم. به راستی چرا بعد از قرن ها هنوز هم این شخص گرامی داشته شده برای وی عزاداری می شود؟ امامحسین مرگی با عزت داشت. مرگ با عزت جز از زندگی با عزت نشات نمی گیرد. به راستی او چه داشت و آیا برای نسل امروز و حتی کسانی که مذهب را قبول ندارند هم حرفی برای گفتن دارد یا باید او را در ۱۴ قرن پیش خلاصه اش کنیم؟ حالا که درس مدیریت کسب و کار می خوانم اگر بخواهم از این زاویه هم به زندگی امام حسین بپردازم نکته های فراوانی برای اشاره به آنها وجود دارد. به قول کانت فیلسوف آلمانی " هرچیزی یا قیمتی دارد یا شرافتی " بدین معنی که هرچیزی یا ارزش ابزاری دارد یا ارزش ذاتی. شما به عقیده کانت هرچیزی که قیمت مادی داشته باشد می تواند با چیز هم قیمت و ارزش خودش معاوضه شود و این به بسیاری از چیزها در این جهان تسری پیدا کرده. شده که کتاب هایی بسیار پرمحتوا به مقداری معین ارزش گذاری مادی شده اند ولی هم ارزش با کالاهایی شده اند که از لحاظ مفید بودن شاید به اندازه یک دهم آنها هم نیستند. مثلا یک کتاب نفیس شعر و سخنان حکیمانه شاید با یک شی قیمتی و دکوراتیو که فایده جز تزئینی بودن ندارد هم ارزش شده. ولی چرا ما این را درک نمی کنیم؟ چون پول این کار را کرده ولی ما در گذران زندگی متوجه دچار این تباهی شدن نمی شویم. اما نکته مهم اینجاست. آیا چیزی وجود دارد که ما نخواهیمآنرا در ازای یک چیز قیمتی یا پول معامله کنیم؟ در این جهان که هرچیزی ابزاری شده و هیچ چیزی ذاتا ارزشمند نیست و ما در محاصره ابزار و بازار هستیم و هرچیزی حتی خود انسان هم قابل فروش شده.
پاسخ به این سوال حیثیتی چیست؟ آیا همه چیز ما قابل معامله است؟
امام حسین به این سوال پاسخ می دهد. در نگاه او بسیاری چیزها قیمت ندارند بلکه شرافت دارند و قابل فروش و معامله نیستند. عزت نفس و انسان شرافت دارد. امام حسین با یزید بیعت نکرد و عزت نفس خودش را با نپذیرفتن ولایت یزید بر خودش زیر سوال نبرد. این یعنی عزت شرافت دارد و قابل معامله نیست. همچنین امام حسین کسی را که راه و آب را بر او بسته بود بخشید چون فهمید که اشتباه کرده و قصد بازگشت دارد در حالی که می توانست از وی انتقام بگیرد. این عمل هم یعنی انسان و انسانیت هنوز شرافت دارد. او این نکته را می پذیرد تا اثبات کند که نجات زندگی یک انسان هنوز هم ارزش ذاتی دارد. او جانش را می دهد تا زندگان زندگی بیابند. شمشیر و اسب یکی از یاران قدیمی اش را که نمی خواهد وی را همراهی کند و در عوض آنها را پیشکش می کند قبول نمی کند و می گوید من دنبال چیز دیگری آمده بودم. آری امام حسین هنوز هم برای امروزی ها حرف برای گفتن دارد. برای داشتن مرگی باعزت و زیبا باید یک زندگی زیبا و عزتمند داشت. قبلا یک کتاب به نام اینک حسین آئینه زندگی را پیشنهاد کرده بودم و باز هم پیشنهاد می کنم آنرا تهیه کرده و مطالعه کنید. مرا هم در این ماه از دعای خیر محروم نکنید
در پناه خدا.
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.