دوستان عزیزم سلام خوب هستید؟

می دونم این چند روز منتظر بودید که من مطلب تازه ای بنویسم. ولی راستش را بخواهید اینقدر پیشامد های فراوان در این چند روز برایم رخ داده که فرصتی برای مطلب نوشتن برایم نگذاشته. از یک سفر کاری به جنوب آلمان گرفته تا حادثه آتش سوزی مهیب در کارخانه در همان روز سفر.

روز جمعه به سفری کاری در جنوب آلمان رفته بودم که صبح زود قبل از طلوع آفتاب حرکت کردم و به ایستگاه قطار رفتم و ظهر انجا بودم و در جلسه حدود یک ساعت و نیمه شرکت کردم . بعد از صرف نهار به ایستگاه قطار برگشتم و قطارها باطل شده بود و مجبور شدم با قطار دیگری و با چندبار تعویض قطار به شهر خودم برگردم و حدود ده یازده شب دوباره در خانه بودم. سفر تا حدودی خسته کننده بود از لحاظ جسمی. فردای اون‌روز که آخرهفته و تعطیل هم بود با دوستم تماس گرفتم و گفتم می خواهی بریم یک طرفی کمی قدم بزنیم؟ گفت نمی تونه و کار داره. در ادامه حرفهاش گفت فلانی چه نشسته ای که روزی که نبودی یک آتش سوزی مهیب یکی از سوله های کارخانه را طعمه خودش کرده و کلی خسارت دیدیم و لینک خبرش رو برام فرستاد. منم که جا خورده بودم لینک رو باز کردم و دیدم که سوله تازه ساز شرکت کاملا در آتش از بین رفته. فیلم ها و عکسهایی که در سایت های خبری محلی در اینترنت دیدم حکایت از این داشت. کلی محصول آماده حمل و کمی از تاسیسات کارخانه هم داخل این سوله بوده همه آنها طعمه حریق شدند. حسابی دلم سوخت. خوشبختانه برای کسی اتفاقی نیفتاده بود و خسارت جانی نداشتیم ولی کلی خسارت مالی به بار آمده بود. از سوله به آن بزرگی فقط اسکلت فلزی آن باقی ماند و اکثر آنها هم بر اثر شدت گرما خم و دفرمه شده بودند. پلیس و آتش نشانی هم برای تحقیقات بیشتر و همینطور جلوگیری از حوادث ناگوار بعدی با نواری آنجا را ممنوع الورود کرده اند. چون هر آن احتمال ریزش اسکلت فلزی آسیب دیده هم وجود دارد. امیدوارم که شرکت بتواند از زیر بار فشار این ضربه سنگین رهایی پیدا کند و دوباره سرپا شود. خلاصه اینکه خبر این حادثه مرا شوک زده کرد. روی دادن این قضیه در همان روزی که من در شرکت حضور نداشتم برایم غیرقابل تصور بود. کمی با خودم فکر کردم و گفتم شاید خدا خواسته من آن روز آنجا نباشم. نمی دانم به هر حال امیدوارم که دوباره کارها روی روال بیافتد و دوباره شاهد سرپا شدن شرکت باشیم. فعلا که باید همه کارمندان دست در دست هم بدهند تا خسارت ها جبران شود و شرکت دوباره جانی بگیرد.

به امید آن روز

خدا آخر و عاقبت همه ما را به خیر کند.