درسی برای کار و زندگی
این آخر هفته دوباره یک سمینار دیگه داشتم در ساختمان پارک علمی دانشگاه. این بار محل سمینار تغییر کرده بود و محل همیشگی نبود که در محلی خارج از دانشگاه بود. به هر حال نمی خوام از موضوع پرت بشویم. موضوع سمینار راجع به مدیریت تغییرات و پرسنل بود اگر بخواهم درست ترجمه کنم. نمی خوام بگم که عجب درس استراتژیکی بود و چطور توضیح داده شد ولی خلاصه ای از درس رو می گم که شما چطور یک سازمان با پرسنل و افراد مختلف و با اخلاقیات و مود های مختلف را باید مدیریت کنید که ملغمه ای از افراد مغرور و تنبل و خوش اخلاق و بداخلاق و کاهل و با پشتکار سروکار دارید و استراتژی هایی که شاید بشود یک سیستم با این مشخصات را هماهنگ نگه داشت و کنترل و مدیریت کرد که کار پیش برود. در ادامه یک فیلم دیدیم که یک مدیر زندان در امریکا چطور یک زندان که مخلوطی از خطرناک ترین افراد را در خود جای داده با سیاست هایی درست و به جا توانست از خطرناک ترین مجرمان را طوری تغییر دهد که در هنگام ترک زندان توسط مدیر اکثرا به طرفداری از او پرداختند. مبحث بعدی هم در مورد مدیریت تغییرات بود. اینکه که چرا و چگونه افراد در سیستم ها و سازمانهای مختلف تغییر می کنند و چرا خیلی افراد تغییراتی که برای سیستم و سازمان لازم هست را در خود ایجاد نمی کنند و در کل چطور می شود تغییرات را مدیریت نمود و اینکه تغییرات چه مراحلی و چند گاتگوری از تغییرات وجود دارد.
در حین این سمینار با خودم فکر می کردم که اگر این استراتژی ها را نه تنها در مدیریت یک سازمان بلکه در زندگی شخصی هم می توان پیاده کرد. علی الخصوص که فرایند های تغییر قابل اعمال برای تغییرات شخصیتی در زندگی هم هستند. همه ما در زندگیمان نیاز به تغییر داریم وقتی که می دانیم راه و روشی که در پیش گرفته ایم نادرست هست. ای کاش که هرکس این را تشخیص می داد و در زندگی پیاده می کرد که خیلی افراد با وجود تشخیص اشتباهاتشان باز هم در آن می مانند و به همان رویه ادامه می دهند.
گذشته از همه این ها این درسها و مباحثی که در سمینار مطرح شد برای من به نوعی درس زندگی و تجربیاتی مثبت بود. امیدوارم که بتوانم اینها را علاوه بر زندگی شغلی در زندگی شخصی هم پیاده کنم.
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.