صبر و شکیبایی
همین الان که ساعت نه و نیم ده شب اینجاست نشستم داخل اتاق و دارم به صفحه تلویزیون نگاه می کنم. سکانس های فیلم مرتب تغییر می کنند. من ولی انگار اونجا نیستم. دارم به خودم فکر می کنم. به این فکر می کنم که چقدر صبور تر شده ام. چقدر صبر و شکیبایی در من افزایش پیدا کرده. دارم هرروز صبورتر از دیروز می شم. می گویند هرچه سختی های بیشتری به آدم وارد شود انسان شکیباتر و تودارتر می شود. قبلا این حرف ها را باور نمی کردم تا اینکه زندگی روی دیگرش را هم به من نشان داد. حوادث و اتفاقاتی که در سالهای اخير برای من روی داد و آدمهایی که سرراهم قرار گرفتند و موانع ، سختی ها و ظلم هایی که به من روا داشتند گرچه به من ضربه هایی وارد کردند ولی خدا را شاکرم که من را پخته تر و صبورتر کردند. در واقع خیلی ها فقط دنبال سواستفاده از من بودند که شاید در مرحله اول تا حدودی در ظاهر موفق شدند ولی در کل چیز زیادی نصیبشان نشده و چیزهای زیادی را از دست داده اند که با گذشت زمان حتما برخودشان عیان خواهد شد. این افراد و حوادث تاثیر مثبتی که داشتند ارتقای شخصیت ، ارزشها و صبر و شکیبایی من بود. در این مورد شکی برای من باقی نمانده است. درسهایی از آنها گرفتم و تجاربی کسب کردم که با مبالغی کلان از پول و اعتبار مالی هم قابل تعویض نیست. در واقع در این سالها صفحه ای از کتاب زندگی من ورق خورد. این بیت از اشعار مولانا در واقع در مورد من خیلی صدق می کند اگر بخواهم در مورد افراد و اتفاقات این سالها صحبت کنم:
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
نگاهم رو به جلوست شک ندارم که آینده حامل اتفاقات مثبت و خوبی برای من خواهد بود چون دنیا دار بی ثباتیست. امیدوارم آينده برای همه شما دوستان عزیزم هم همینطور باشد.
پاینده باشید
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.