آغاز دهه ای جدید از زندگی
بدین ترتیب یک دهه دیگر از عمر ما به پایان رسید.
به قول بعضی ها افتادیم در سرازیری زندگی ، به قول برخی دیگر زندگی تازه شروع شده. به هرحال هرچه که هست و هرروایتی که می خواهد داشته باشد کوله باری از تجربه در این دهه از زندگی کسب کردم که تجارب کسب شده ماقبل آن در مقایسه با آن بسی ناچیز هستند. شاید تجارب کسب شده را بتوان در بیش از یک دهه کسب کرد ولی چیزهایی که من دیدم و تجربه نمودم چه تلخ چه شیرین برایم بسیار گرانبها هستند. این سالروز تولد برای من کمی تفاوت داشت چون اینبار تعدادی از دوستانم هم به جمع خانواده من پيوستند و جشنی کوچک و خودمانی ترتیب دادیم و به همه ما خوش گذشت. از دوستانم بگویم که به بیاد ماندنی تر شدن این جشن کوچک افزودند و بدین ترتیب خودشان را برای من بیاد ماندنی تر کردند.
امید دارم که دهه جدیدی که در پیش رویم قرار گرفته را به یاری خدا بتوانم با تجارب بهتری پشت سر بگذارم و به بنده مفیدتری برای باقی بندگان خداوند تبدیل شوم.
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.