سلام،

حالِ همه‌ی ما خوب است،

ملالی نیست

جز گم شدنِ گاه‌به‌گاهِ خیالی دور،

كه مردم به آن

«شادمانیِ بی‌سبب» می‌گویند.

با این‌همه عمری اگر باقی بود،

طوری از كنارِ زندگی می‌گذرم

كه نه زانویِ آهوی بی ‌جفت بلرزد و

نه این دلِ ناماندگار بی‌درمان!

تا یادم نرفته است بنویسم:

حوالیِ خواب‌هایِ ما،

سالِ پُربارانی بود

می‌دانم همیشه حیاطِ آن‌جا

پُر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است

اما تو لااقل،

حتّ هر وهله،

گاهی،

هر از گاهی

ببین انعکاسِ تبسّمِ رویا

شبیهِ شمایلِ شقایق نیست!

نه ری‌را جان!

نامه‌ام باید كوتاه باشد،

ساده باشد،

بی حرفی از ابهام و آینه،

از نو برایت می‌نویسم:

حالِ همه‌ی ما خوب است

امّا تو باور مكن...!!

✦ شعر: علی صالحی

✦ دکلمه: خسرو شکیبایی