رفتارها
راجع به رفتارهای بعضی آدما واقعا نمی شه چیزی گفت فقط باید باهاشون قطع رابطه کرد. بحث سر همون درون تهی بودن و مرموز بودنه که قبلا بهش در یک پست دیگه اشاره کرده بودم. در تکمیل اون پست می تونم بگم اگر اونها یک رفتار سلطه طلبانه داشته باشند واقعا خطرناک می شن چون با مرموزی و پنهانکاری سعی در کنترل شما و جلوگیری از رسیدن به اهدافتون دارند. فرقشون با آدمهایی که در ظاهر و واضح می خواهند جلوتون بایستند این هست که اونجا می دونید داره باهاتون مخالفت می شه و می روید دنبال اینکه یا با استدلال قانعشون کنید یا اینکه بالاخره یک تدبیری می اندیشید تا نگذارید اونها از رسیدن به اهدافتون جلوگیری کنند. ولی مرموزها و پنهانکارها این طور نیستند در ظاهر هیچ چیزی به شما نمی گن یا حتی ممکنه تلویحا موافق باشند ولی یک زمانی وقتی در رسیدن به اهدافتون ناموفق بودید متوجه می شید که ای دل غافل" هرچه با من کرد آشنا کرد". در واقع سعی می کنند نامحسوس شما رو این شکلی کنترل کنند و چندبار اینکار رو تکرار می کنند در بزنگاههای مختلف اونم بعضا در مقابله به مثل برای اینکه شما یک زمانی با یک خواسته نابجای اونها مخالفت کردید تا شما مأیوس بشید از مخالفت کردن با اونها و بهتون تلقین بشه که انگار واقعا کاری از دستتون برنمیاد و به نحوی غیرمستقیم برده منویات اونا بشید. اینها خیلی خطرناکند هر جا و در هر رابطه ای اعم از کاری ، احساسی ، خانوادگی به این دسته از انسانها برخوردید اگر تونستید ارتباطتون رو باهاشون قطع یا اگر امکان قطع ارتباط باهاشون نیست سطح اون رو به حداقل ممکن برسونید به طوری که جایی در زمینه ای یا کاری کارتون گیر اونها نباشه. بدین صورت اجازه سواستفاده آنها از شما گرفته می شه وگرنه یک عمر باید خدمتکار بی جیره و مواجب اونها و مرتب تحقیر بشید. سعی نکنید علنا باهاشون وارد درگیری لفظی یا هرچیز دیگه ای بشید تا علنا بفهمند که شما پی به حیله گری اونها بردید فقط قطع یا کاهش سطح رابطه. همين
اینها همه تجربیات من هست که در اختیارتون می گذارم. امیدوارم براتون قابل استفاده باشه.
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.