چند وقت پیش یکی از همکلاسانم در این دوره مدیریتی که در حال گذراندن آن هستیم مرا به مراسمی به اسم پولتر آبند Polterabend که در آلمان یک مراسم بدل از ازدواج هست و کسانی را که نتوانسته اند به مراسم ازدواج دعوت کنند دعوت کرده بود. ایشون و همسرش قبلتر محضری ازدواج کرده بودند ولی در کنار مراسم ازدواج رسمی ترجیح داده بودند که یک مراسم پولترن هم تدارک ببینند. در محوطه مابین چند ساختمان و گاراژ چند چتر علم کرده بودند و میز و نیمکت چیده شده بود. پذیرایی هم همراه نوشیدنی که معمولا نوشابه و آب معدنی و بعضا آبجو بود می شد بین هات داگ و پنیر کبابی یکی را انتخاب کنی. این مراسم پولترن نکته جالبش این بود که هر کس وقتی وارد مراسم می شد باید یک شی شکستنی که اغلب از جنس چینی و سفال هست با خود آورده و به زمین می زد و می شکست و بدین ترتیب بدشانسی و بداقبالی را از زوج تازه ازدواج کرده دور می کرد. برایم جالب بود هر کس چیزی بر زمین می زد یکی گلدان قدیمی و بدرد نخور، خانواده بعدی سرویس قدیمی دیس و بشقاب و لیوان چینی یک خانواده دیگر حتی کاسه سینک دستشویی را با خودش آورده بود و به هوا پرتاب می کرد تا به زمین بخورد و خرد شود. همه هم بعد از آن می خندیدند و عروس و داماد را یک لباس مجلسی به نسبت ساده و پوشیده را انتخاب کرده بودند را در آغوش گرفته و به آنها تبریک گفته و هدایای خودشان را به آنها می دادند که معمولا اشیایی زیبا ولی نه چندان قیمتی بود . کلا سادگی و خاکی بودن در این مراسم به چشم می خورد. برایم این رسم چینی شکنی خیلی جالب بود پیش خودم گفتم ببین رفتار و آداب و رسوم بامزه ولی بدون توجیه عقلی در همه فرهنگ ها وجود دارد. به هر حال چند ساعتی را با اونها بودم و با هم گپ و گفت داشتیم و یکی دیگر از بچه ها هم که از همه بچه های گروه ما مبلغی جمع آوری کرده بود یک هدیه از طرف همه ما هم دانشگاهی های این دوستمان به این زوج تازه تقدیم کرد. در قسمتی از آن محل هم عکس های یادگاری از دوران کودکی و نوجوانی و ایام نامزدی و امثالهم عروس و داماد به روی یک پرده با گیره و پونز متصل کرده بودند که آنها را تماشا کردیم. در کل مراسم سادگی و خاکی بودن افراد همانطور که گفتم موج می زد. بعد از گرفتن چند عکس یادگاری و هنگامی که هوا هم کم کم تاریک شده بود از آنها خداحافظی کرده و مجلس را ترک کردم و به محل اقامتم برگشتم.