سلام خدمت دوستان عزیز و دوست داشتنی خودم.

روز بعدی سفر اینطور سپری شد که ما بعد از خروج از هتل محل اقامت پای پیاده به موزه ملی مصر رفتیم. جای شما دوستان واقعا خالی بود که تاریخ مصر را از نزدیک ببینیم. از تابوت های فراعنه تا دو مومیایی که در جستجوهای باستان شناسی کشف شده بودند. جالب بود که ببینید فراعنه و مردم آن زمان چه آداب و رسومی برای جهان پس از مرگ در نظر گرفته اند‌. مثلا بر یکی از دیوارهای موزه یک طومار ۱۹ متری از جنس پاپیروس حاوی اعمال و آدابی که فرعون متوفی باید پس از مرگ به جا بیاورد به زبان مصر باستان نصب شده بود. مثلا به آنها گفته شده بود که از ۷ دروازه باید عبور کنند و در هر دروازه چه باید بگویند تا بتوانند از آنها عبور کنند. این دستور العمل ها را در کنار جنازه مومیایی شده دفن می کردند تا مثلا فرد در گذشته بتواند از ان برای قبولی در امتحانات الهی پس از مرگ استفاده کند‌ برای من جالب بود که برای مردگان آن زمان هم نوعی دعای تلقین میت وجود داشت. آداب رسوم دیگری هم وجود داشت مثلا داخل مقبره تکه های غذا از جمله مرغ و گوشت مومیایی شده در بسته بندی های قیر اندود می گذاشتند تا مثلا فرعون متوفی در سفر پس از مرگ توشه داشته باشد یا مثلا یک تخت و صندلی برای استراحت وی در راه هم همراه میت دفن می شده است‌. کلا جالب بود که اعتقاد به جهان پس از مرگ حتی سالها قبل از ادیان ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام هم وجود داشته است. حتی وسایل موسیقی یا ابزارالات مشابه را می شد دید. جالب بود که در مصر باستان نی می نواختند و در توضیحات نوشته شده بود که نی یک آلت موسیقی فارسی است‌. در قسمت دیگر موزه به دوران های مختلف حکومتی مصر پرداخته شده بود که به دوره های ثانویه و اولیه ماقبل قرون وسطی مصر و دوره های جدید پس از قرون وسطی های مصر خلاصه می شدند که هر کدام دورانهایی بودند با وقایع خاص خود. مثلا در دوران وسطی مصر باستان بیشتر دچار تاریکی و جنگ و آشوب و خونریزی بود. در قسمت دیگر موزه به یکی از فراعنه معروف مصر به نام توتان خامون که در سن ۹ سالگی به پادشاهی و در سن ۱۹ سالگی درگذشته است پرداخته شده بود. تمام جواهرات و زیورآلات و وسایلی که از آنها توسط وی استفاده شده به نمایش درآمده بود، حتی دو تابوت از طلای خالص. کلا عمر مردمان آن زمان از ۳۰ الی ۳۵ سال تجاوز نمی کرده و اکثرا مردم بر اثر بیماری های گوناگون در سنین پایین می مردند‌. قسمت دیگر شامل خدایان مصری بود که به شمایل انسان با سر شاهین، گربه، گرگ و امثالهم بودند. هرکدام از این الهه ها مسئول چیزی بودند. باورها و آیین‌های پیرامون این خدایان هستهٔ دین مصر باستان را تشکیل می‌داد که از زمانی پیش از تاریخ پدید آمده بوده‌اند. خدایانی که نمایانگر نیروها و پدیده‌های طبیعی بودند را مصریان پشتیبانی می‌کردند و آن‌ها را با پیشکش کردن قربانی و برگزاری آیین‌ها ستایش می‌کردند تا این نیروها طبق ماعت یا نظم الهی به کار خود ادامه دهند. مثلا رع خدای خورشید بود که شمایل انسان با سرشاهین را داشت. یا الهه ایزیس که الههٔ طبیعت، باززایی، ازدواج، تجسم ماهیت سحر و جادو و یکی از محبوب‌ترین الهه‌های مصر باستان به‌شمار می‌رفت ایزیس خدای مهر و مادری بود که به همه عشق می‌ورزید. گفته می‌شود که او بیماران را شفا می‌داد و از کودکان حفاظت می‌کرد. مصریان او را به عنوان محافظ و مادر فرعون می‌شناختند. شمایل این الهه به صورت یک زن با یک دیسک خورشید شکل در بین شاخ‌های گاوی بر روی سرش شناخته می شد. پس از بنیان‌گذاری کشور مصر در حدود ۳۱۰۰ سال پیش از میلاد مسیح متصدی انجام امور خدایان را فرعون کنترل می‌کرد که ادعای نمایندهٔ خدایان بودن را داشت و معابد مصری را که محل اجرای آیین‌ها سامان می‌بخشید. پس از بازدید از اکثر قسمت های موزه آن‌جا را برای استراحت و غذا و نماز ترک کردیم و به هتل باز گشتیم.

پس از استراحت به بازار سنتی خان الخلیلی در قاهره رفتیم. فلسفه ایجاد این بازار به سیصد الی چهارصد سال پیش برمی گردد که مصر در گیر طاعون شده و بیشتر مردم در اثر این بیماری جان خود را از دست داده اند. حاکم آن زمان مصر برای ایجاد نشاط و زندگی دوباره در شهر این بازار را ایجاد کرده است‌. بازاری بسیار باریک، زیبا و سنتی که حجره های متفاوت با اجناس متفاوت و رنگارنگ در آن به چشم می خورد. از پارچه و لباس تا مجسمه و تابلوهای نقاشی و وسایل سنتی مصر. فروشندگان پرچانه این بازار را نباید فراموش کرد. که مدام به ما اشاره می کردند که یو ترکیش؟ که ما می گفتیم نه. بعد سر قیمت بازی در می آوردند. در چانه زنی کم نمی آوردند. یادم هست یک دوست لبنانی داشتم که می گفت اگر گفتند ۵۰۰ پوند( واحد پول مصر پوند مصری است ) تو بگو ۵۰. چون هیچ حساب و کتابی در این قیمت گذاری وجود ندارد‌. ما به عینه به چنین صحنه ای برخورد کردیم. طرف قیمت را می پراند تا وسع ما را بفهمد‌. ما هم به همان راهی که گفتم می رفتیم تا به قیمت دلخواه برسیم. وقتی که طرف می دید نمی تواند قیمت را توجیه کند به ما اشاره می کرد و می گفت. برادر ما مسلمانیم و برادریم این قیمت را قبول کن و ولله و بالله قیمت این هست. جالب بود که بعد از اینکه ما اعلام می کردیم که از قیمت اعلامی خودمان کوتاه نمی آییم و محکم روی ان می ایستادیم طرف کوتاه می آمد و تمام قسم های خودش را فراموش می کرد و می فروخت. خلاصه بازار چانه زنی داغ بود. من هم از این بازار و چانه زنی چند دقیقه ویدئویی ضبط کردم چون این سبک و فرهنگ بازاری های مصری برایم بسیار جالب بود. بعد از خرید چند سوغات و یادگاری سنتی مصری پای پیاده در هیاهوی بازارهای مجاور و خیابان به هتل باز گشتیم و بدین ترتیب روز آخر اقامت ما در قاهره هم به پایان رسید‌ و الان که دارم این قسمت را برای شما می نویسم در اتومبیل به سمت شهر ساحلی الغردغه Hurghada در ساحل دریای سرخ که شهری بسیار توریستی و زیباست در حرکت هستیم. ان شاالله قسمت های بعدی را از این شهر و راجع به تجارب سفر به آن خواهم نوشت.

در پناه خداوند مهربان باشید.