یک مطلبی هست اونم این‌هست که اگر می خواهی چیزی، کسی، سیستم سیاسی، فرهنگی یا یک سنت یا آئین را از ریشه نابود کنید فقط و فقط از اون بد دفاع کنید. همین. این را هم در گذشته دیده ام هم در زمان حال در اطرافم در همه جای دنیا چه در اندازه خرد و کوچک و چه کلان دارم به چشم می بینم و هم قطعا در آینده چنین روشی مرسوم خواهد بود. این روش چه در سطح خرد و کوچک و چه در سطح کلان امتحان خودش را پس داده و چه داستانهای تاریخی که نشنیدم و نخواندم راجع به این روش. برای این کار هم لازمه کار دست افراد کار نابلد و احمق باشه تا با ناآگاهی خودشون تیشه به ریشه اون فرهنگ و آیین یا سیستم بزنند‌. به قول اسکندر که امپراتوری پارس(ایران) را فتح کرده بود ولی در اداره این سرزمین عریض و طویل درمانده بود از مشاورانش پرسید چگونه این کشور را مطیع خودم کنم که به وی پیشنهادهای بسیاری دادند که بسیار این موضوع را تایید می کند

بعضی مشاوران گفتند:

"کتابهایشان را بسوزان، بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند"

اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران پاسخ می‌دهد:

"نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمی‌فهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی‌سوادها و نفهم‌ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده‌ها و باسوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ می‌کنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد"

چنین روشی باعث دفاع بد از یک سیستم و فرهنگ و سنت نیز خواهد شد چون افراد پست ،کوچک و احمق با تصمیمات غلط باعث نابودی یک سیستم یا فرهنگ و آیین خواهند شد و عقلا هم که عملا خلع ید شده اند از فشار افسردگی و دلسوزی روز به روز فرسوده تر شده و دست آخر از پای درمی آیند.