سفرنامه ژاپن (روز اول )
الان که دارم این متن رو می نویسم نشستم دم گیت پرواز داخل فرودگاه ناریتا به مقصد اوزاکا. یک چیزی که امروز حسابی تو ذوقم زد این بود که علی رغم پیشرفتگی این کشور از لحاظ هماهنگی مشکلاتی وجود داره. مثلا با وجود اینکه من اطمینان داده شد و تگ تحویل بار در فرودگاه مقصد روی چمدان خورده بود در فرودگاه ناریتا که مقصد اصلی نبود چمدان تحویل شد و کسی هم جوابگو نبود و باید دوباره چک این می کردم به مقصد اوزاکا. پشت پاسپورت کنترل هم که قیامتی به پاشده بود از شلوغی ابتدا اثر انگشت و بعد اسکن پاسپورت و سپس هم کنترل گذرنامه گمرک. این ملت کلا غیر از زبان خودشون زبان دیگری را بهسختی صحبت می کنند حتی می خواستم از اطلاعات بپرسم که چیکار باید بکنم طرف اصلا حرف من رو درست نمی فهمید و از اون طرف هم به انگلیسی مسلط نبود. این رو من قبل از سفر شنیده بودم که ژاپنی ها سطح زبان انگلیسیشون پایین هست ولی اینکه اینقدر سطح زبان انگلیسی این کشور انهم در نقاط مهم مانند فرودگاه و اطلاعات و... این قدر ضعیف باشه یکم شگفت زده کرد منو. راستش یکم روز اول حضور در این کشور کمتر از حد انتظار من نظم و ترتیب وجود داشت. در عوض در فرودگاه یک رباط از ابتدا تا انتهای سالن را خودکار طی می کرد و اسکن می کرد از لحاظ امنیتی که چیز مشکوکی نباشه. از لحاظ تکنولوژی کشور پیشرفته ای هست ژاپن ولی انتظار نداشتم در این کشور ناهماهنگی ها اینقدر به چشم بیاد. من کشورهای زیادی سفر کردم هم داخل اروپا هم از داخل اروپا به خارج از اروپا ولی تا به حال این طوری ندیده بودم. برام جالب بود. امروز اینقدر چیز عجیب غریب دیدم حد نداشت. امیدوارم تا آخر سفر خوبی ها به نقاط ضعف غلبه کنه.
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.