بهار، وعده‌ی خداوند است تا جهان را هر سال از نو بیافریند، و به ما بیاموزد که زندگی، همیشه راهی برای شکفتن و از نو برخاستن دارد.

و نوروز، این آیین شکوهمند آریایی و اهورایی، و میراث ماندگار نیاکانمان، از دل تاریخ تا خانه‌های امروزمان، همیشه پیام‌آور «نیکی، روشنایی و تازگی» بوده است.

در این نوروز خجسته، آرزو می‌کنم دلهاتون از مهر لبریز، روزگارتون از برکت سرشار، و جانهاتون به زیبایی صبح‌های بهاری، آرام و زلال باشد.

و برای ایران عزیزمان؛ سرزمینِ خورشید و آزادگی، روزگاری پر از آرامش، شکوه و سربلندی آرزو دارم، تا همچون سروِ کهنِ این خاک، همواره استوار و جاودانه بماند.

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست

مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی

طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن

کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی

سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست

مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش

خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع

که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم

بیا ساقی که جاهل را هنی تر می‌رسد روزی

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش

که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه

ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده

جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

سال نو مبارک

دلخوشی های شما روز افزون باد