فقر فرهنگی
امروز در خلال کارهام کمی خبر خواندم . در میان خبرها خبر ورود کریستیانو رونالدو ستاره فوتبال پرتغالی در ترکیب تیم النصر عربستان به ایران را خواندم و تصاویر آنرا دیدم. از خبر رزرو کامل هتل محل اقامت به مبلغ هرشب ۴۱ میلیون تومان تا آسفالت کردن سریع مسیر فرودگاه تا هتل محل اقامت تیم و بیلبوردهای شهری داخل بزرگراهها که پر از تبلیغات خوش آمد گویی به تیم عربستانی و ستاره پرتغالیش و همچنین مردمی که دیوانه وار از تپه های هتل محل اقامت تیم عربستانی و رونالدو بالا می رفتند تا شانس دیدن رونالدو را پیدا کنند و مثلا اگر توانستند چهارتا سلفی یا امثالهم با یک ستاره بیاندازند. از دیدن این صحنه ها تنها چیزی که در ذهنم تداعی شد فقر فرهنگی بود. اینکه مثلا برای ورود یک ستاره یک مرتبه یاد خوب جلوه دادن خودمان و شهرمان می افتیم و مردم خودمان اصلا مهم نیستند و خدمت به آنها اصلا انگار فقط در کلام است نه در عمل و از طرف دیگر اینقدر خودمان را تحقیر می کنیم که مثلا افتخار دیدن رونالدو نصیبمان شود و بتوانیم با آن فخر فروشی کنیم ولی در کنار ان دم از فرهنگ چندهزار ساله می زنیم. این که این ستاره پرطرفدارست را رد نمی کنم ولی این چنین رفتار کردن را وقتی کنار ادعاهای متمدن بودن و فرهنگ چندهزارساله می گذارم بشدت حال مشمئز کننده ای به من دست می دهد که:
به عمل کار برآید ، به ....
این رفتار ها و شرایط معلول تصمیمات و شرایط بسیاریست که فعلا در اين مجال جای پرداختن به آن ها نیست. فقط وقتی دوباره خواستیم پز روشنفکرانه و تمدن بدهیم کمی سرمان را بچرخانیم و به این رفتارهای زننده هم نیم نگاهی بیاندازیم. آن موقع اگر وجدانمان اجازه داد در آن موارد اظهار فضل کنیم.
نیاز به توضیح بیشتری نمی بینم و حرفی هم در این باره دیگر نمی زنم که به قول آلمانیها یک تصویر بهتر از هزار کلمه حرف برای گفتن دارد.
فعلا در پناه خدا
یک درس مهندسی و مدیریت خوانده سرد و گرم چشیده.