مادرم الان چند هفته است رفتند ایران برای دیدار با فامیل و دوست وآشنا . دیروز باهاشون صحبت کردم . چون داخل ایران وضعیت اینترنت افتضاح شده مجبور شدم به خاله ام زنگ بزنم از راه مجازی و ایشون هم زنگ بزنه به مادرم که الان مشهد بودند و گوشی را بگیره جلو تلفن تا من بتونم باهاشون صحبت کنم. حس خوبی پیدا کردم وقتی بهم گفتند که دعامون کردند. گفتند بهم که حرم بودند و برای هممون اول سلامتی و بعدم عاقبتی به خیری و رسیدن به آرزوها و خوشبختی خواستند. نمی دونم این چند روزه چرا این حس و حال بهم دست داده. یک حس و حال عجیبی دارم. پیش خودم فکر می کنم یک واقعه در شرف روی دادن هست و من ازش بی خبرم ولی نمی دونم چی ممکنه باشه. امیدوارم دعاهای مادرم در حق هممون مستجاب بشه. همیشه از خدا سلامتی و طول عمر مادر و پدرم را خواسته ام. وقتی مادرم می گن دعات کردم حس می کنم انگار در امانم. امیدوارم اگر اتفاقی هم قصد روی دادن داره اتفاق مثبتی باشه. شما هم دعا کنید من رو دوستان عزیز و دوست داشتنی.

در پناه خدا